قالی پازیریک
قالی پازیریک (به انگلیسی: Pazyryk Rug) قدیمیترین فرش دنیا است که در سال ۱۳۲۸ (۱۹۴۹) توسط سرگی رودنکو، باستانشناس روس در دره پازیریک در کنار اشیاء باستانی دیگری در در گور یخزدهٔ یکی از فرمانروایان سکایی کشف شد.
دره پازیریک درهای کوچک در شمال کوهستان آلتایی (در جنوب سیبری مرکزی و در ۷۹ کیلومتری مرز مغولستان) است.
قالی پازیریک یک قالی پشمی با رنگهای زندهاست. این فرش چهارگوش تقریبا مربع بوده و ابعاد آن ۱٫۹۸ در ۱٫۸۹ متر است. نقشهایی که در آن دیده میشود شامل تصویر سوارکاران، آهوهای در حال چرا کردن و جانوران افسانهای با سر عقاب و بدن شیر است و حاشیهای گلدار دارد. سرگی رودنکو پس از بررسی ساختار فرش و نگارههای آن متوجه شباهت زیاد نقشمایههای این فرش با نقش برجستههای تخت جمشید شد. (اوپی، ص ۲۶، ۲۸) و بیشتر پژوهشگران این قالی را از دستبافتهای پارتها و یا مادها میدانند. اما همچنان درباره تاریخچه حقیقی این فرش نظریههای متفاوتی ارائه شده است که بیتاثیر از جریانهای سیاسی بهویژه ایرانستیز نبوده است.
نتایج آزمایش رادیواکتیو قدمت گورهای دره پازیریک را تا قرنهای پنجم و چهارم پیش از میلاد نشان دادهاست..
قدیمیترین نمونهٔ قالی ایرانی که یافته شده قالیچهای است با نقوش اصیل هخامنشی که در گور یخزدهٔ یکی از فرمانروایان سکایی در درهٔ پازیریک در ۸۰ کیلومتری مغولستان بیرونی پیدا شده و قالی پازیریک نامیده میشود. پژوهشگران این قالی را از دستبافتهای پارتها و یا مادها میدانند.
قالی ایرانی از دیرباز معروف و مورد استفاده بوده. گزنفون تاریخنگار یونانی در کتاب سیرت کوروش مینویسد: «ایرانیان برای اینکه بسترشان نرم باشد قالیچه زیر بستر خود میگسترند.»
سالنامهٔ چینی سوئیسو در دورهٔ ساسانی از فرش پشمی ایران به عنوان کالای وارداتی به چین نام میبرد.
فرش معروف بهارستان در کاخ تیسفون نیز به خاطر شکوهش بازتاب گستردهای در ادبیات اسلامی داشتهاست.
نوشته ها برگرفته از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
موزه فرش ایران
موزهٔ فرش، یکی از موزههای استان تهران است.
این موزه در روز ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۶ افتتاح شد. طبقهٔ همکف این موزه برای نمایش دائمی ۱۵۰ قطعه فرش و طبقه دوم آن برای برگزاری نمایشگاههای موردی و فصلی در نظر گرفته شدهاست. هدف از تشکیل این موزه را میتوان پژوهشی در سوابق، تحصیلات و کیفیت تاریخی هنر و صنعت فرش خاصه فرش ایرانی دانست. این موزه شامل سایر محصولاتی از قبیل گلیم هم میشود.
ویژگیها
مجموعه موزه فرش ایران شامل با ارزشترین نمونههای قالی ایران از قرن نهم هجری تا دوره معاصر است و از منابع غنی تحقیقی برای پژوهشگران و هنر دوستان به شمار میآید. معمولاً حدود ۱۳۵ تخته از شاهکارهای قالی ایران، بافت مراکز مهم قالیبافی مانند کاشان، کرمان، اصفهان، تبریز، خراسان، کردستان و جز آنها، در تالار طبقه همکف به معرض نمایش گذاشته میشود. در کتابخانه موزه حدود ۳۵۰۰ جلد کتاب به زبانهای فارسی، عربی، فرانسه، انگلیسی و آلمانی در اختیار هنر دوستان و پژوهشگران قرار میگیرد. همچنین بهترینکتابها و نشریات و تحقیقاتمربوط به فرش ایران و قالیهای مشرق زمین به طورکلی و کتابهایی در زمینه مذهب، هنر و ادبیات ایران در کتابخانه موزه موجود است. در کنار کتابخانه، کتاب فروشی موزه نیز مشغول به کار است. همچنین برای استفاده از بازدیدکنندگان موزه، فیلمها و اسلایدهایی در زمینه قالیبافی و گلیم و هنرهای دستی ایران در سالن نمایش موزه به نمایش در میآید. همچنین در این نمایشگاه تابلوفرش های نفیس تبریزی فرش تبریز به نمایش درمیآد که نظر هر بینندهای را به خود جلب می کند
نشانی
موزهٔ فرش در «تهران خیابان کارگر شمالی – تقاطع دکتر فاطمی» قرار دارد.
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
آشنایی با سوا بق تاریخی نقوش سنتی
آدمی به واسطه نگاره ها وشکلهای آرایه ای ، دریافت درونی خویش را از جهان نمودار می سازد . از این رو هر نقش و نگاری
برای بیان مقصودی درونی یا عاملی برای ارتباط با خلق کننده اثر پیرامون خود است ، این نگاره ها برای ذهن خیال پرور ایرانی مبنایی برای رشد و شکوفایی استعداد هنری ایشان گردید .
هنرمند ایرانی و سازنده اثر در کار خود از طبیعت الهام گرفته و هیچ گاه دست به تقلید از آنها نزده است . بر این اساس تنوع نقوش سنتی را می توان به ترتیب زیر تقسیم نمود .
1-نقوش اسلیمی
الف : نقوش شکسته ب: نقوش گردان 2-نقوش ختایی
هنرمندان و طراحان کهن در ابتدا به کشیدن نقشهای هندسی بر روی اشیاء اقدام نموده اند و سپس به ترسیم خطوط مختلف و ترکیب آنها با یکدیگر مبادرت کرده اند و برای طراحی آثار پیچیده تر ، نقوش و طرحهای طبیعی را بسط و گسترش داده اند .
طرحهای اولیه در ابتدا بازتابی از فعالیتهای کشاورزی و سبک زندگی اولیه فلات ایران بوده ، طرحهایی از کوه و دریا و گیاهان که این نقوش را بیشتر بر روی ظروف سفالین اجرا می کرده اند ، از دیگر نقوش می توان به طرحهای هندسی و حیوانی خورشید ، نقوش شکارگری ، گل هشت پر اشاره کرد که در مناطقی از شوش ، جلگه مرکزی ایران ، منطقه کاشان سیلک ، خوروین ، لرستان و زیویه و ................بدست آمده است که اکثرا بر روی ظروف و اشیاء تزئینی نقش بسته اند .
طرحها اغلب با رنگ سیاه اجرا شده ، بسیاری از آثاری که بدست آمده نیز از جنس طلا ونقره است .
بنابراین ویژگیهای نقوش در آثار تمدنهای اولیه را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
1-کاربرد نقوش گیاهی نسبت به نقوش انسانی و حیوانی محدودتر است
2-نقوش گیاهی در وسطش و فضاهای اصلی آثار کمتر بکار رفته است
3-نقوش گیاهی بیشترین کاربرد را در حواشی و نوارهای تزئینی دارد
4-روش استفاده بصورت تکرار و قرینه سازی است
5-در نقوش گیاهی تنوعی دیده نمی شود
6-اجرای نقوش گیاهی دارای نظم خاصی است که از شکل ساده نیز برخوردار است
7-نقوشی ساده هندسی از زندگی کشاورزی و دامپروری مانند زمین و کوه و ....... تاثیر گرفته است.
از نظر سیر تاریخی و تحول هنر دوره هخامنشی مجموعه ای از هنر مادی ، آشوری ، بابلی و اوراتوئی ، یونانی و ایلامی است و هخامنشیان بعلت تسلط بر همه این سرزمینها هنر آنها را در اختیارگرفته اند . تخت جمشید گنجینه بزرگ هخامنشی است .
ویژگیهای عمده نقوش .دوره هخامنشی موارد زیر است :
1-استفاده از نقوش انسانی ، حیوانی ، گیاهی
2-تقسیم بندی قالب و طراحی حاشیه و متن
3-نقوش گیاهی رایج شامل درخت سرو ، گل پر و نیلوفر آبی
4-استفاده از شیوه های انتقال ، قرینه سازی انعکاسی در تکثیر نقوش
5-محدود بودن نقوش گیاهی
6- ظرافت و دقت در اجرای اثر
هنر اشکانی تحت تاثیر هنر یونانی بوده و از این دوره بیشترین آثار بدست آمده ، شامل نقاشی دیواری حجاری و گچبریهایی از نقوش هندسی ، گیاهی و انسانی است . نقوش هندسی و گیاهی بیشترین جنبه تزئینی دارد و با شیوه تکرار و با قرینه انعکاسی اجرا شده است .
نقوش دوره ساسانی برگرفته از نقوش و آثار دوره هخامنشی است و ویژگیهای نقوش این دوران عبارتند از :
1-نقوش گیاهی پرکننده فضاهای خالی و میانی نقوش انسانی و حیوانی
2-تنوع اندکی در نقوش گیاهی دیده می شود
3-از نقوش گیاهی در حواشی طرحها استفاده می شود
4-شیوه تکرار و قرینه سازی در نقوش گیاهی کاربرد دارد
5-نقوش گیاهی قوس دار و دورانی کاربرد دارد
دوره سلامی ظهور اسلام و گسترش آن در سرزمینهای اسلامی موجب انقراض سلسله ساسانی و جایگزینی این اسلام بجای دین زرتشتی گردید که عمیقاً بر همه شئونات ایرانیان مخصوصا هنر آنها تأثیر گذاشت . از ویژگیهای نقوش و طرحهای دوره اسلامی از ابتدا تا پایان دوره سلجوقی عبارتند از :
1-کاربرد وسیع طراحی خطوط کوفی متنوع و ترکیب خطوط کوفی با نقوش اسلیمی و طراحی خطوط متنوع کوفی بر اساس نقش مایه ای اسلیمی
2-فشردگی و پیچیدگی طرحها
3-تزئین فضای خالی نقوش اسلیمی یا نقوش هندسی
4-ابتکار در ترکیب نقوش و کاربرد متنوع آنها در زمینه های قاب ، ستاره ، چلپیا ، حاشیه ، متن
5-ترکیب خط ، نقوش انسانی ، حیوانی ، اسلیمی و هندسی با یکدیگر در تزئین آثار و اشیای کاربردی
6-تأثیر مضامین ادبی و مفاهیم مذهبی در تزئین آثار
7-بکارگیری نقوش در اشکال دایره ای
8-کاربرد نقوش اسلیمی با قوسهای کوتاه و فشرده
بعد از دوره اسلامی ، دوره مغول و ایلخانی و تیموری می باشد که ویژگیهای طراحی نقوش سنتی در این دوران شامل موارد زیر است :
1-استفاده از نقوش گیاهی ( ختایی ) در طراحی نقوش و آثار هنری
2-استفاده از ابرچینی و نقوش حیوانی عجیب مانند اژدها و سیمرغ
3-تقسیم زمینه کار به حاشیه و متن و طراحی داخل متن با لچک و ترنج
4-طراحی و اجرای نقوش هندسی و گره ها در ابعاد بزرگ و استفاده از نقوش اسلیمی و ختایی در فضاهای میان نقوش هندسی
5-جدا شدن نقوش از خط یافتن استقلال و هویت خاص خود
6-ایجاد نظم و برقراری اصول دقیق در طراحی اسلیمی و ختایی
7-ترکیب مصالح متنوع معماری در تزئینات مانند کاشی و آجر
8-طراحی ساقه های اسلیمی و ختایی با قوسهای بلند
9-کاربرد نقوش اسلیمی و ختایی در کتاب آرایی
در دوره صفویه اوج استفاده از نقوش در هنر فرش و پارچه و فلزات و طراحی و تزئینات در آثار به نهایت دقت و ظرافت خود می رسد و نقوش اسلیمی و ختایی نه تنها در کتاب آرایی بلکه روی گنبدها نیز با همان ظرافت و تناسب ولی در ابعاد بزرگتر اجرا می شود .ویژگیهای نقوش سنتی دوره صفویه عبارتند از :
1-بزرگی قوسهای اسلیمی و ختایی در عین ظرافت و رعایت تناسبات
2-ترکیب اسلیمی و ختایی در یکدیگر
3-کاسته شدن از فشردگی قوسها و روانی طرحها
4-ترکیب وسیع نقوش انسانی ، حیوانی ، هندسی ، اسلیمی و گیاهی دیگر
5-طراحی اسلیمی گلدار و تنوع اسلیمی دهان اژدری تزئینی
در زمان قاجار شاهد کم رنگ شدن اصالت در نقوش سنتی هستیم و نیز ورود ترکمنها ، نقوش و گلهایی است که در ایران سابقه و پیشینه ای نداشته اند.
در دوره معاصر طراحی در هنرهای سنتی و مخصوصا صنایع دستی کاربرد وسیعی دارد و در شهرستانهای بزرگ مانند تهران ، اصفهان ، مشهد ، شیراز ، کرمان و تبریز و ..........مشغول فعالیت هستند و در میان آثار این هنرمندان طراح آثار ابتکاری به چشم می خورد که با نمونه های مشابه آن در گذشته قابل رقابت است .
منابع :
دولت شاهی علی، نقش و نگاره های ایرانی،تهران،انتشارات سروش 1367
تذهیبی مسعود،نقش مایه های ایرانی،انتشارات سروش
نگرشی بر نگاره های تزئینی
یکی از زیر مجموعه های نقوش سنتی ، نقوش اسلیمی و ختایی می باشد .
1-اسلیمی : برخی از این نقوش را خلاصه شده اشکالی همچون درخت ، عاج یا سر فیل ، دهان باز اژدها ، مار و یا ابر دانسته اند و از آنجا که در فرهنگ و هنر اسلامی جایگاه خاصی در طراحی و تزئین آثار هنری یافته و توسعه ای گسترده پیدا کرده است آن را اسلیمی ( منسوب به اسلام ) می دانند .
در طراحی اسلیمی ، صداق واضح طبیعی وجود ندارد بلکه طرح اسلیمی آنقدر خلاصه و تغییر یافته است که مثالهای ارائه شده همگی ثابت می کند که باید با دقت و احتیاط از آن سخن گفت . ساختمان اسلیمی عبارت است از :
1-بند اسلیمی 2-سر اسلیمی 3-سربند اسلیمی 4-زایده
روش طراحی و اجرای بند در اسلیمی و ختایی تفاوتی ندارد و مانند یکدیگر است .
سر اسلیمی : ممکن است از درخت سرو یا بادام ، دندان بعضی از حیوانات وحشی و یا عاج فیل اقتباس شده باشد . سر اسلیمی بر دو نوع ساده و زایده دار می باشد که هر کدام روش خاصی برای طراحی آن وجود دارد .
نوسازی و یا ساخت و ساز درون اجزای اسلیمی یکی از شیوه های ساخت و ساز فضاهای داخلی اسلیمی است که در آن همان اشکال و اجزای خود اسلیمی در اندازه کوچکتر و ظریف تر ، فضاهای خالی درون نقوش اسلیمی بکار می رود .
سربند اسلیمی : نقشی است برای اتصال ، استحکام و پوشانیدن بندهای اسلیمی در نقطه شروع ، نقطه انشعاب و نقطه تقارن ، سر بندها دارای اشکال گوناگون هستند که به روشهای مختلفی طراحی می شود ، مانند روش طراحی سربند لوزی ، مثلثی ، لاله ای ( یا بته جقه ای) ، صنوبری ( شبیه برگ درخت صنوبر ) که هر کدام روش خاصی برای طراحی خود دارند .
ترکیب بندی سر اسلیمی و سربند روی بند :
1-نقطه انشعاب 2-محل تقارن 3-نقطه مبدا یا ریشه و سر اسلیمی در محلهای مناسب و بر روی بند اسلیمی .
طبقه بندی اسلیمی ها از نظر نوع آن عبارتند از :
ساده غیرمتقارن
1-اسلیمی ساده 2-اسلیمی خرطومی 3-دهان اژدری 4-پیچک 5-ماری
پیچک دار متقارن
هر کدام از این اسلیمی ها براساس اصول خاصی طراحی می شوند و نیز هر کدام از اسلیمی ها ممکن است با اسلیمی دیگری ترکیب شود ، مانند ترکیب اسلیمی ساده با خرطومی بر روی بند اسلیمی بصورت آزاد .
2-ختایی : در تعریف آن آراء مختلفی بشرح زیر وجود دارد :
الف: منسوب به خطا ( به معنی سهو و اشتباه ) یعنی هنرمندان در اقتباس از طبیعت راه اشتباه رفته اند .
ب: خطا یا ختا شهری در ترکستان است و روش طراحی اینگونه نقوش از آن شهر به جاهای دیگر بخصوص ایران آمده است .
ج: ختایی به معنی گل و ریحان
ولی آنچه مسلم است ختایی ، به نقوشی که ملهم از گلها و گیاهان باشد گفته می شود و شامل عناصری چون گل ، برگ و ساقه گیاهی است .
اجزای ساختمان ختایی عبارتند از :
ته غنچه
1-برگ 2 – غنچه 3-گل 4-بند
گلبرگ
برگها در طبیعت انواع مختلفی دارند که در طراحی ابتدا از برگهای ساده باید شروع کرد .
در طراحی سنتی غنچه از دو قسمت تشکیل شده است :
ساده و کوچک
1-غنچه گل پنج پر غنچه دولبه متوسط 4-غنچه گل عباسی
غنچه سه لبه بزرگ
بند ( ساقه ) همانگونه که در طبیعت ، گلها و برگها بر روی شاخه می رویند ، در طراحی سنتی نیز همین اتفاق بر روی بند صورت می گیرد و بند عامل رویش ، اتصال و ترکیب بندی گلها و برگها می شود . در طراحی ساقه روشهای مختلفی وجود دارد مانند : طراحی با پرگار – با استفاده از نخ و قرقره – طراحی با دست و بدون ابزار
اشکال بند نیز به سه شکل کلی طراحی می شود : 1-افشان 2-گردان 3-شکسته (هندسی )
نامگذاری بخشهای مختلف ساقه به شرح زیر است :
الف : ساقه اصلی ب: ساقه انشعابی ج: ساقه فرعی
مراحل ترکیب برگ و غنچه با ساقه شامل مراحل زیر است :
1-طراحی ساقه 2 -تعیین محل و اندازه غنچه بر روی ساقه 3-طراحی غنچه ها و برگها بر روی محلها به تناسب محل و اندازه
تعیین شده ( غنچه ها در سر ساقه های اصلی و فرعی و برگها در جای مناسب در میان غنچه ها قرار می گیرد )
4-به برگهای کنار ساقه توجه شود تا از نظر ابعاد و حالت متناسب با برگهای کوچک باشند و در جهت گردش ساقه قرار گیرند .
5-پر کردن فضای میانی برگها و غنچه ها بر روی ساقه به کمک برگچه ها
6-تعیین محل و طراحی جوانه ، برآمدگیها و زواید بر روی ساقه در طراحی گلها انواع مختلفی دارد :
الف : ساده ب: پیچیده
یکی از گلهای ساده که بیشترین کاربرد را در طراحی سنتی دارد گل پنج پر است که خود دارای انواع مختلفی است ، یکی از انواع گلهای پیچیده گل عباسی است که خود به دو گروه گلهای عباسی کوچک و بزرگ تقسیم می شوند ، گل پروانه ای که یکی از موارد الهام از طبیعت است نمونه ای از گل عباسی کوچک است .
از انواع برگهای مورد استفاده در هنرهای سنتی می توان به برگ مو اشاره کرد .
روش ترکیب بندی گل ، برگ و غنچه بر روی ساقه به شرح زیر است :
1-اجرای بند
2-تعیین و محل رعایت تناسب اجزاء ( گل و برگ و .........) بر روی بند با توجه به حالت کلی ساقه
3-ساخت و ساز اجزاء بر روی بند با توجه به فضای در نظر گرفته شده برای هر یک از عناصر
منبع : کتاب نگرشی بر سوابق تاریخی نقوش سه نگاره تزئینی – تهران فرهنگسرا
|
قدمت فرش و پيشينه فرش فارس
اينكه اولين فرش بافته شده به صورت تار و پود، به مردم كدام سرزمين تعلق دارد و آيا ايرانيان يا چينيان خالق اين هنرند يا ساير اقوام، مبهم است، اما فرش پازيريك كه قديميترين دستبافت بشري است كه تا كنون كشف گرديده و موجود است، تا اندازهاي، به اين سؤال پاسخ ميدهد.
پازيريك، قديميترين قالي موجود در جهان است كه در سال 1949 ميلادي، به وسيله پروفسور رودنكو، از زير يخهاي قطب شمال در مقبره يكي از شاهان سكايي در 80 كيلومتري مرز مغولستان، در منطقهاي به نام پازيريك كشف و به نام محل كشف آن، معروف شد. اين فرش، به عنوان پوشش اسب به كار ميرفته و مربوط به دوران هخامنشيان است.
قدمت اين فرش، به 5 قرن قبل از ميلاد ميرسد و آنچه از نظر تاريخي، ساخت اين فرش را به ايرانيان نسبت ميدهد، طرح و نقشه سواران پارسي با پوشش و سلاحهاي دوران پرشكوه امپراتوري ايرانيان است كه شباهت بسياري به نقشهاي تخت جمشيد دارد. پروفسور رودنكو، معتقد است كه قالي پازيريك كار اقوام ايراني است. اين قالي، هم اكنون در موزه آرميتاژ در شهر سنپطرزبورگ روسيه نگهداري ميشود.
|
|
پيشينه فرش فارس
فرش فارس را به نوعي ميتوان مادر فرش ايران نام نهاد. وجود قاليچه سنگي حجاري شده بر درگاه غربي تالار صد ستون تختجمشيد كه اولين بار توسط تيليا باستانشناس ايتاليايي مورد توجه قرار گرفت و مشابهت آن با قالي پازيريك و مشابهت هر دو با نقوش تختجمشيد و اساسا حجاريهاي دوران هخامنشي، وجود فرشبافي و اعتلاي آن را در فارس آن دوران محقق ميسازد. مورخين يوناني همراه اسكندر مقدوني نيز، از فرش ارغواني رنگي ياد ميكنند كه در قبر كورش در پاسارگاد گسترده بودهاند.
آنچه مشخص است، تاريخ مستند و ترديدناپذير فرش فارس، از سده دوم هجري آغاز ميشود. به استناد آن ميتوان دريافت كه دستبافتهاي فارس در صدر اسلام و لااقل از قرن دوم هجري، به آن درجه از اعتبار و شهرت رسيده بود كه از اقلام عمده باج و خراج و ماليات باشد و همراه زر و سيم، به خزانه خلفا راه يابد.
در دوران پس از اسلام، قرن هشتم هجري را ميتوان روزگار عظمت فرشبافي فارس دانست. اعتلاي فرشبافي فارس به آنجا رسيده بود كه غازانخان، بافت فرشهاي كاخ خود در تبريز را به قاليبافان فارس سفارش داد.
در قرن نهم و دهم با آمدن طلايهداران قشقايي به فارس، هنر فرشبافي اين خطه، رونقي تازه گرفت و اين هنر، بيش از پيش، در مناطق ايلنشين تمركز يافت. اين تمركز كه تا زمان حاضر، كم و بيش ادامه يافته، ويژگي اساسي فرشبافي فارس است.
|
|
قابليتهاي فرش فارس
فرش فارس در بين دستبافتهاي ايراني، از ويژگيهاي خاصي برخوردار است:
- بافت بسيار متراكم و مستحكم كه محصول دارهاي افقي است.
- شيرازه دو رنگ همزمان با بافت
- ذهني بافي در طرح و نقشه
- رنگرزي گياهي با استفاده از گياهان رنگده بومي فارس
- استفاده از پشم مرغوب گوسفندان محلي فارس با توجه به چراگاهها و مناطق جغرافيايي متفاوت
- دو پوده بودن بافت
- و ...
اين خصوصيات منحصر به فرد در دستبافتهاي فارس، در نهايت عامل ماندگاري آن در فرهنگ اصيل فرش ايران شده است.
|
|
اهميت اقتصادي فرش فارس
كمتر فرآوردهاي يافت ميگردد كه در ارتباط با فعاليتهاي اقتصادي جامعه، گسترهاي چون فرش وسيع و همه جانبه داشته باشد و اين خود، نشانگر اهميت اقتصادي اين دستباف صددرصد هنري است. فرش، مستقيم وغير مستقيم، با ساير كوششهاي اقتصادي در ارتباط است. مهمترين اين موارد، عبارتند از:
الف) از لحاظ مواد اوليه فرش، با اين افراد و مؤسسات: كشاورزان پنبه كار و افراد و مشاغلي كه با ايشان سر وكار دارند، از جهت مصرف پنبه در نخ تار فرش. دامداران و افرادي كه با ايشان در ارتباطند، از لحاظ تأمين پشم كه ماده اوليه فرش است. فروشندگان مواد رنگدار و رنگزاي طبيعي و مصنوعي اعم از داخلي و خارجي و در نتيجه در ارتباط با واردكنندگان و...
ب) از جهت كار، با اين افراد و مؤسسات: كارخانجات پنبه پاككني، كارخانجات حلاجي پنبه و پشم يا افرادي كه بطور دستي اين كار را انجام ميدهند، كارخانجات ريسندگي و تابدهي نخ يا افرادي كه دستي اين كار را انجام ميدهند، رنگرزان و عوامل آنها، نصبكنندگان دار، چلهكشها، بافندگان، استادكاران.
ج) از لحاظ معاملات وتجارت فرش با: تجار فرش داخلي، صادركنندگان، بازاريابان، كارگران و كارمندان مؤسسات تجاري. مؤسسات دولتي چون مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران، بانكها، گمركات، اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران.
بطور كلي فرش و صنايع جنبي آن، در به گردش در آوردن چرخ اقتصاد جامعه و ايجاد كار براي ميليونها نفر از افراد ذيربط و نيز تقويت بنيه اقتصادي كشور از طريق افزايش سپردههاي خارجي تامين ارز تأثير بسزا و قابل توجهي دارد.
info@FarsCarpet.com
|
|
اهميت فرهنگي و تاریخی فرش فارس
پرفسور آربري درست گفتهاست كه شايد به جرأت بتوان گفت كه طرحهاي كنوني قاليهاي فارس تا سپيدهدم تاريخ، سابقهاي باستاني دارد. در لابلاي نقشهاي اشكالي، نگارهها و نقشمايههايي ميتوان يافت كه سراسر تاريخ فرشبافي فارس را ميپيمايد. طراحي و نقشپردازي اشكالي برخي قاليهاي فارس، بيترديد از شيوههاي طراحي پيش از اسلام ايران مايه ميگيرد.
طراحي در دوران پس از اسلام در مرحله نخستين و تا دوران صفوي تبديل اشكال ساده هندسي به نقشهاي يكپارچه و شبكههاي موزون كه از زنجيرههاي همهجانبي و متصل و مداوم دايرهها و چهارگوشها و اشكال چند ضلعي به دست ميآيد. انگيزه و هدف طراحي اسلامي، وحدت است و ابديت و همبستگي يكيك نگارهها و گسترش آنها تا بينهايت. نگرنده نقش اسلامي، خود را جزيي از كل ميبيند و احساس ميكند كه تمام هستي در حركت مداوم و ابدي است و اين همان چيزي است كه در هنر پيش از اسلام نميبينيم ولي در قاليهاي فارس مكرر ميبينيم.
در فرهنگ مردم فارس، نقشمايهها، بيشتر از آنكه جنبه تزييني داشته باشند، داراي يك هويت نمادين هستند و همواره وظيفه و رسالتي براي بيان يك پيام برعهده دارند. در بيشترين دستبافتهاي استان فارس، از فرشهاي بافندگان فارسيزبان حياتداوودي و نيريز و بوانات و آباده و ايل باصري گرفته تا ايلات تركزبان قشقايي، بهارلو و اينالو و نفر و عربهاي فارس، نگارههاي مشتركي وجود دارد كه مهمترين و قديميترين آنها، خورشيد آريايي، گردونه خورشيد، گل شطرنجي، نشان ساساني، مرغ و درخت، گل هشتپر و نيلوفر آبي به همراه انواع بيشماري از گلها و ستارهها و مرغهاي ساده شدهاي هستند كه ريشههاي ديرينهاي در فرهنگ و تمدن هخامنشيـ اشكانيـ ساساني دارند كه قفقاز و آسياي صغير هم از اين جهان فرهنگي جدا نيست.
1- خورشيد آريايي
خورشيد آريايي معروف به سواشيكا، يكي از ديرينسالترين نقشمايههاي باستاني است كه از آن در يك مسير چندين هزارساله در بيشتر تمدنهاي كهن برجاي مانده است. اين علامت در نزد ايرانيان آريايي قديم، نشانه و مظهر نمادين خورشيد بوده و غالبا در مركز ترنجها جاي ميگيرد و ميتواند يادگاري باشد و اشارهاي رمزي به مركزيت خورشيد در تمدن ايران باستان.
2- نشان ساساني
اين نگارهها كه در ميان پارهاي از بافندگان لر و حيات داوودي فارس به نشان ساساني معروف است، تقريبا در گوشه و كنار تمامي قاليهاي فارس كه به شيوه اشكالي طراحي شده است، به چشم ميخورد. مشابهت بسيار زياد اين نشان و نگاره هشتپر قالي پازيريك، قابل توجه است.
3- مرغ و درخت
اين نگاره زمان ساساني، دو مرغ را نشان ميدهد كه روبروي هم و در دو سوي يك درخت يا آتشدان ايستادهاند. آنچه مسلم است، درخت، همان درخت زندگي يا درخت مقدس ساساني است و آن دو مرغ، نگهبان آن هستند.
4- گل هشتپر
اين نگاره، باستانيترين نقش متداول در فرشبافي فارس است و كمتر فرشي را در فارس ميتوان يافت كه خالي از آن باشد. اين نگاره، دستكم، 2400 سال است كه از روزگار قالي پازيريك به همين صورت، بي كم و كاست، مورد استفاده و كاربرد قاليبافان عشايري و روستايي است. البته گل هشتپر و نيز 12پر ساده و يكرنگ، از دوران تمدن سكايي و ماد و هزاره دوم پيش از ميلاد در ايران وجود داشته است.
5- نيلوفر آبي
پراكندگي اين نگاره به شكلها و شيوههاي مختلف در هنر ساساني و فرشبافي فارس به حدي است كه پس از گل هشتپر پازيريك، آن را پر بركتترين نگاره باستاني در هنر فرشبافي بايستي دانست.
6- گل شطرنجي
اين نقشمايه كه در نزد فرشبافان باصري فارس به چپ اندر قيچي مشهور است و در فرشهاي قشقايي شكرلو، رحيملو و عربچرپانلو و در فرشهاي لري سرحد شش ناحيه و خنگشت و حتي منطقه بوانات و نيريز كاربردي تام و تمام دارد.
چنان كه ملاحظه ميشود، پارهاي از نقشمايهها، سالهاي سال، به يك صورت و يا با تغييرات ناچيز، دست به دست گشته و در دستبافتهاي فارس، ماندگار شده است (مانند گل هشتپر) و پارهاي ديگر، در طول زمان و بر اثر استمرار و وفور كاربرد، دستخوش تغيير و تحول شده است. اما اين تغييرات به آن آن پايه و اندازه نيست كه نتوان آنها را از اشكال نخستين باز شناخت. ولي پارهاي ديگر، چندان زير و رو شده است كه به سختي ميتوان گذشته و منشأ آنها را رديابي كرد (مانند نشان ساساني). اما اين نگارهها، خطي است ممتد، گاه پيدا و گاه پنهان كه همچون ريسماني، مهرههاي پراكنده را به يكديگر متصل ميكند. اين خط، كه در طول چند هزار سال، امتداد دارد و گاه چنان از غبار زمان پوشيده شده كه به چشم نميآيد، در واقع همان بنيان فكري و طراحي و خيال و باور نگارهپردازي خاص و متمايزي است كه شش هزار سال پيش، خورشيد و گردش آن را در دو خط شكسته برهم افتاده مجسم ميكرد و سپس خورشيد پيچيده را در هم ميفشرد تا به آن گوي گدازان و دوران آن نزديكتر شود و باز براي آنكه حركت جاودانه آتشدان عالمتاب آسماني را نشان دهد، همان خطهاي شكسته نخستين را در زنجيره پايان ناپذير خورشيدها به هم ميپيوست.
info@FarsCarpet.com
|
|
|
صادرات فرش فارس
بازارهاي اروپا و ساير كشورهاي جهان، قرنهاست كه فرش فارس را به عنوان هنري ظريف ميشناسد و به داد و ستد آن مشغولند. جهانگرد هلندي، كارستين نيبور، از صادرات فرش به سال 1765 ميلادي (دوره زنديه) مينويسد: " زنان عشاير، قاليچههايي ميبافند كه به مقدار زياد، صادر ميشود... جاي شگفتي است كه به رغم كمبود امكانات، پشم را خيلي خوب رنگ ميكنند و فرشهاي خوب ميبافند."
در دهههاي 1780 و 1790 ميلادي، بازرگانان كمپاني هند شرقي در ايران، بطور منظم، فراهم بودن فرشهاي صادراتي را در بندر بوشهر گزارش ميكنند كه قرنها، بندرگاه اصلي براي صدور دستبافتههاي فارس بوده است.
اسناد و دفاتر يكي از بازرگانان فرش، كه در اواخر قرن نوزدهم ميلادي در قاهره ميزيسته است، نشان ميدهد كه مقدار عمدهاي از قاليهاي جنوب و مركز ايران بطور مداوم، از راه بوشهر به مصر و از آنجا، از راه بندر اسكندريه، به اروپا ميرفته است.
در حال حاضر نيز، بخش عمدهاي ( در حدود 45%) صادرات غير نفتي استان فارس را صادرات فرش تشكيل ميدهد. گبههاي ريزباف و درشتباف استن فارس، يكي از پرفروشترين فرشهاي دنياست و مهمترين قلم صادرات فارس را تشكيل ميدهد.
وجود تنوع در دستبافتههاي فارس، اعم از قالي كشكولي، عربباف، گبه، گليمـ گبههاي ريزباف و سوزني، چشمانداز صادراتي اميدبخشي را نويد ميدهد.
|
|
موزهها، كلكسيونرها و پژوهشهاي فرششناسي
فرش فارس، كالايي است هنري و داراي سابقه. همين دو خصوصيت، كافي است كه كالايي را به موزهها برساند و طرفداران خاص خود را پيدا كند. فرش فارس هم از اين قاعده مستثني نيست.
نمونههايي از زيباترين دستبافتههاي فارس را ميتوان در موزههاي مختلف ديد. از آن جمله: در ايران، موزه فرش ايران و موزه آستان قدس رضوي. و در دنيا، موزه ويكتوريا و آلبرت لندن، موزه يادمان دييانگ در سانفراسيسكو، موزه بوداپست، موزه هنرهاي اسلامي قاهره و جز آن. مجموعهداران خصوصي مختلفي چون جرج برنز و دكتر سياوش آزادي نيز، به گردآوري فرش فارس پرداختهاند.
به تبع اين اهميت، پژوهشهاي مختلفي نيز در خصوص معرفي و دستهبندي دستبافتههاي فارس انجام گرفته است كه در اين خصوص، بايد از پژوهشگران ايراني چون دكتر سيروس پرهام، دكتر پرويز تناولي، دكتر طاهر صباحي و دكتر سياوش آزادي نام برد. در ميان پژوهشگران خارجي نيز بايد از مامفورد آمريكايي، سيدني چرچيل انگليسي، مري ريپلي آمريكايي، هوبل آلماني و سيسيل ادواردز نام برد.
info@FarsCarpet.com
|
قالی قشقایی
|
زيبايي نقشها، خوشآيندي طرحها، ظرافت گرهها، چشمگيري و پايداري رنگها و بيش از همه، حالت خيال انگيز و مرموز بافتهها، قالي قشقايي را صدرنشين هنرهاي سنتي كرده است. هنر قاليبافي ايل قشقايي، حدود ششصد سال سابقه داشته و در اين مدت، از نقش و نگارههاي اختصاصي و گاه با سبكهاي خاص غير ايلي درآميخته و زماني هم به ابداع و نوآوري پرداختهاند و صدها سال، نقشهاي اصيل خود را حفظ نمودهاند.
نامورترين بافندگان قشقايي، كشكوليها هستند كه دستبافتههاي گره بافته خوابدار را عموما به خوبي از كار در ميآورند. زنان ايگدر، قاليچهها و خورجينهاي گرهبافته عالي و ظريفي فرا آوردهاند كه وسعت دامنه رنگآميزي گياهي آنها اعجابآور است. در طايفه ششبلوكي، كه بزرگترين طايفه بافنده ايل قشقايي است، برخي از ممتازترين گرهبافتهها ديده ميشود.
|
|
|
ويژگيهاي اليافشناسي
تار و پود بيشتر قاليهاي قشقايي قديمي از پشم است. قشقاييها، منحصرا براي بافتن قاليچههاي بسيار ريزبافت، از تار و پود نخي و بندرت از پود و ابريشم استفاده ميكردند. اما امروزه، كميابي پشم دستريس موجب شده كه تار و پود، بيشتر از نخ (پنبه) باشد و فرشهاي قشقايي نوبافته تمام پشم، كم است.
|
|
ويژگيهاي رنگرزي و رنگبندي
كهنترين فرشهاي قشقايي، بيش از هشت رنگ متمايز ندارد و تنها در فرشهايي كه اواخر قرن دوازدهم هجري به بعد بافته شده، تعداد رنگها از ده رنگ تجاوز ميكند و در اواسط قرن سيزدهم به چهارده رنگ ميرسد. پيداست كه قشقاييها تا اواخرقرن دوازدهم هجري به راز پارهاي از رنگها، خاصه قرمزهاي سرخرنگ گليفام، پي نبرده بودهاند. از نيمه اول قرن سيزدهم، رفته رفته، رنگهاي نويافته، خاصه آن طلايي فاخر و سبزهاي خرم و سرخهاي آتشين، دردستبافتهاي ظريف و ريزبافت كشكولي و ايگدر و... راه پيدا ميكنند.
بايد دانست كه رنگ قرمز تند سرخفام (معروف به رنگ گلي) در هنر فرشبافي قشقايي يك رنگ اساسي است. اين قرمز سرخفام، بيشتر در رنگآميزي ترنجها بكار ميرود و گاه نيز لچكها و زمينه فرش را به اين رنگ در ميآورند، ليكن كاربرد آن در حاشيه كمياب است.
براي رنگآميزي متن و زمينه قالي، گراميترين رنگ نزد قشقاييها آبي فيروزهاي و پس از آن سبز و نيز رنگ سفيد است. نفيسترين قاليچهها، يكي از اين سه رنگ و كمتر از همه سبز را در متن خود دارد. پس از اينها، و البته بيش از همه رنگ سرمهاي است كه در دستبافتهاي ممتاز، بسيار ژرف و يكدست و صاف و زلال است.
|
|
|
ويژگيهاي طرح و نقشه
نقشهاي متداول و رايج قالي قشقايي را، به دو گروه متمايز تقسيم ميكنيم: اول، طرحها و نقش ونگارههاي سنتي عشايري و دوم: طرحها و نقشهاي منظم پيوسته كه رايجترين نقشهاي ديگر اين گروه، نقش محرمات، ماهي در هم، بتهاي، گياهي و افشان است. طرح ناظم، مخصوص كشكوليهاست و قاليچه ناظم غير كشكولي، ديده نشده است. نقش ماهي در هم را هم كشكوليها فراوان به كار ميبرند، اما تيره بولي، نقش ديگري جز اين به كار نميبرد و دست كم، از يكصد و پنجاه سال پش به اين طرف، به اين نقش، وفادار ماندهاند.
از نقشهاي خاص، بايد به وزير مخصوص اشاره كرد كه نسبتا جديد است و بيش از نزديك به نود سال ندارد و تا به امروز گهگاه، به دست زنان كشكولي بافته ميشود. همچنين است نقشهاي معروف به عكسي كه نمونههاي آن در سنت قاليبافي قشقايي اندك است و منحصر به قاليچههاي تخت جمشيدي و آدمكي ميباشد.
بارزترين نگارههايي كه در قاليهاي قشقايي به چشم ميخورد، عبارتند از:
نگارههاي حاشيه شامل: شبكه، زنجيره، شطرنجي، چهارپر، مرغ، شاه پسند، شمهلا، آينهبند، ايلانك.
نگارههاي متن، مانند: شانه، نخل، خراساني، گل هشتپر، چليپا، گردونه خورشيد، ماهي، درنا، چرخ فلك، مرغ، ستاره، گل نيلوفر، بته قبادخاني، درخت و پرنده، آهو، طاووس، شير، شاهپرك، گل ششپر، گل ترمه، گل آفتابگردان، جام، شطرنج.
نقشهاي معروف قالي قشقايي كه بر اساس نام طايفه بافنده نامگذاري شدهاند، شامل: هيبتلو، عربچرپانلو، كوهي، دوقزلو از طايفه ششبلوكي، بولي، آردكپان، صفيخاني، رحيملو و ايگدر از طايفه عمله.
|
|
|
نقشهاي بيبيباف
امروزه نام فرشهاي بيبيباف فقط در موزهها و عتيقهفروشيها به گوش ميخورد. در حال حاضر اگر فرشي در موزههاي جهان خودنمايي ميكند كه متعلق به ايل قشقايي است، همان بيبيبافهاست كه يك قرن و نيم قدمت دارند. بيبيباف، اشاره است به نام يكي از هنرمندان معروف و علاقهمند به فرش قشقايي، يعني جهانه بيبي كه علاوه بر شخصيت والاي عشيرهاي، هنر و ابتكارش نيز جاودانه است. از مهمترين نقشههاي او در قاليبافي، وزير مخصوص، ماهيدرهم، نوعي ناظم و محرمات جناقي است.
|
|
|
ويژگيهاي بافت
دار قالي بافندگان قشقايي مانند همه دارهاي عشايري ، افقي است. قاليهاي قشقايي، به دوشيوه بافت لول و نيم لول بافته ميشوند و برخي تيرههاي اين ايل، مانند تيره بولي، منحصرا فرش لول ميبافند. از لحاظ روش گرهزني، در ميان قشقاييها، گره نامتقارن (فارسي) غلبه دارد. قاليهاي قشقايي، شيرازه دو رنگ دارند كه قرمز، رنگ اصلي و مسلط آنهاست و البته هر طايفه و تيره رنگهاي خاص خود را دارد. گليمبافي سر و ته فرش با نوارهاي شطرنجي، به نام وَني در مرتبه اول، رسم قشقاييهاست. از قشقاييها، بيش از همه بافندگان كشكولي اين شيوه مهر كردن فرش را به كار ميبرند. گليمبافي سر وته گره بافتههاي قشقايي، معمولا رنگارنگ نيست، مگرآنكه نوارهاي وَني به اسلوب شِشه دِرمه در كار باشد.
|
|
|
ويژگيهاي ابعادي
در حال حاضر ابعاد متفاوتي از قاليها بافته ميشوند، از جمله: 24 متري، 12 متري، 9 متري، 6 متري، پردهاي، قاليچه، ذرع و نيم، زرع و چارك، پشتي.
info@FarsCarpet.com
|
قالیچه های شیری
|
با توجه به اهميت شير به عنوان مظهر قدرت و حضور آن در ادبيات كهن ايراني و با توجه به اينكه در گذشته، اين جانور در بخشهايي از فارس سكونت داشته است، عجيب نيست اگر بخشي از دستبافتههاي هنرمندان قاليباف به اين موضوع اختصاص يافته باشد.
در گذشته، گبههاي شيري معمولا روي قاليچههاي ديگر، در وسط چادر قرار ميگرفت كه نشاني از دليري و غرور صاحب چادر بود. بافت گبههاي شيري، جنبه تجارتي نداشته و معمولا موضوعي شخصي و سفارشي بوده است. بافت گبههاي شيري، با انقراض نسل شيرها، به تدريج در حال منسوخ شدن است.
ويژگيهاي الياف شناسي
در قاليچههاي شيري فارس، از تار (چله)، پود و خامه پشمي استفاده ميكنند كه تعداد پودهاي آنها بين 2 تا 8 رديف است.
ويژگيهاي رنگرزي
رنگآميزي گبههاي شيري از رنگهاي طبيعي و گياهي است كه با استفاده از گياهان محلي انجام شده است.
ويژگيهاي طرح و نقشه
نقش شير، موضوع اصلي گبههاي شيري است. پر كردن زمينه به وسيله ديگر حيوانات و گياهان، تجسمي است از جنگل و بيشه كه در مقايسه با عظمت و جلال شير بسيار جالب است. در برخي گبهها، تكرار شيرها همچون تكرار بتههايي است كه عدم تقارن را تعديل كرده است.
ويژگيهاي بافت
بافت گبههاي شيري مانند ساير گبههاست. با پرزهايي بلند و چند سانتيمتر گليمبافي و شيرازه متوازي. اين قاليچهها، اكثرا نرم و تا اندازهاي كلفت هستند. شيوه گرهزني، در برخي قاليچهها متقارن و در برخي ديگر نامتقارن است.
info@FarsCarpet.com
|
|
سوزنی قشقایی
|
ويژگيهاي اليافشناسي
تمامي دستبافتههاي سوزني، با تار پشمي و پود پشمي بافته ميشوند، به عبارتي همگي پشم در پشم هستند.
ويژگيهاي رنگرزي و رنگبندي
رنگآميزي نقشمايهها در سوزنيها، به همان پيچيدگي و ظرافت قالي و گليم است. رنگپردازي ناهمسان و نامتقارن نگارهها نيز به همان اندازه كه در گليمبافي قشقايي مرسوم است، در سوزنيبافي نيز معمول است. شيوه رنگرزي نيز به هر دو صورت گياهي (سنتي) و شيميايي صورت ميگيرد.
ويژگيهاي طرح و نقشه
طراحي سوزنيهاي قشقايي، در همان حال كه مستقل و متمايز از مكتبهاي طراحي گليم و قشقايي است، در حد فاصل اين دو قرار دارد. در سوزني قشقايي، هم گل و گياه به صورت ساده شده، تجريد يافته و نيمه هندسي به كار گرفته شده و هم مرغان و آهوان گوناگون و بيش از همه گوزنها و طاووسهاي رنگارنگ كه هيچيك، به گليم قشقايي راه نيافتهاند.
يكي از بارزترين و متداولترين نقشهاي حاشيهاي سوزني، مرصع است كه بسياري از جل اسبهاي سوزني، آراسته به آن است.
نگارههايي كه در سوزنيها به كار برده ميشوند، عبارتند از:
- تاقتاقي: به صورت 7 و 8 بوده و ميان اين زيگزاگها را لوزيهاي بسيار ريز، پر ميكنند كه رنگ زمينه، با رنگ لوزيها متفاوت است و جلوه زيبايي دارد.
- تَوَتَوَ: لوزيهاي به هم پيوسته و رديف شده در امتداد قطر كوچك است.
- سِواما: نگارهاي است تكراري از لوزيهايي كه در خطوط منظم قرار گرفته و متن اين لوزيها را مجددا لوزيهاي بسيار ريز پر ميكنند كه هر لوزي كوچك، رنگ بخصوصي دارد و لوزي مركزي تيرهتر از بقيه است و در ميان همه آنها، با وجود كوچكي، چون ستارهاي ميدرخشد.
- قُزايچي: از اشكالي شبيه دايره، لوزي، خطوط متفاطع، علامت بزرگتر و كوچكتر (خطوط شكسته) استفاده و مجموعه آنها شبيه گردوي شكسته و نصف شده است (قُزايچي به تركي يعني مغز گردو).
ويژگيهاي بافت
سوزندوزي در فارس به شيوههاي مختلفي انجام ميشود:
- نقشپردازي برجسته روي گليم ساده يكرنگ با بهرهوري از اسلوب بافت قالي گرهبافته پرزدار، كه به گلبرجسته مشهور است و در فارس، آن را قالي بُري خوانند.
- چرخ: اين روش، شيوه حاشيهبافي در سوزنيهاست. اغلب، لوزيهايي است كه در امتداد قطر بلند قرار گرفته و دو طرف آنها، علايم 7 و 8 در دو سري به طور موازي قرار ميگيرند. گاهي حاشيه، با نقش مداخل پيكان و يا نگارهاي به نام ايلانك و يا دندانهاي و پلكاني هم بافته ميشود.
- وارونهچين: از بافتههاي نادر و كمياب ايل است كه بافت آن، بر خلاف ديگر دستبافتها، از زير انجام ميگيرد و به وسيله آيينهاي كه در زير تارها قرار ميدهند، بافنده مي تواند نگارهاي را طرحريزي كرده، ببيند و كامل كند.
ويژگيهاي ابعادي
سوزنيهايي كه مصرف زيرانداز يا روانداز دارند، معمولا در ابعاد كناره، خرك، پردهاي، قاليچه و 6 متري بافته ميشوند.
|
|
www.farscarpet.com
جاجیم قشقشایی
|
ويژگيهاي الياف شناسي
قشقاييها از لحاظ جنس الياف، دو نوع جاجيم ميبافند:
1- جاجيم پشمي يا پشم در پشم كه تار و پود آن، هردو از پشم است.
2- جاجيم پشم و پنبه كه تار آن از نخ پنبه و پود آن، از نخ پشمي است.
ويژگيهاي رنگرزي و رنگبندي
از خصوصيات بارز جاجيمهاي قشقايي، بكارگيري رنگهاي متنوع و فراوان در بافت آنهاست، بخصوص رنگهاي قرمز، سبز، سياه و آبي. سليقه بافنده نيز بسيار مهم است چرا كه تعيين كننده نقش اصلي، همين رنگها هستند.
امروزه، شيوه رنگرزي جاجيمها، هم به صورت گياهي (سنتي) و هم به صورت شيميايي انجام ميگيرد.
ويژگيهاي طرح و نقشه
انواع جاجيم از نظر طرح و نقشه، به شرح زير ميباشد:
1- جاجيمهاي ساده يا چهار كوجي: رايجترين دستباف است و از نظر نقشپردازي داراي انواع زير ميباشد: جاجيمهاي راه راه، چهارخانه يا شطرنجي، گلجاجيم، كنگره جاجيم.
2- جاجيمهاي ششه درمه معمولا به رنگ سورمهاي و سفيد با حاشيه مشكي و سفيد يا قرمز ديده ميشود، با نقش لوزي وكاربرد تزييني دارد.
3- جاجيمهاي سوزني رند: از نقشمايههاي گليم در آن استفاده ميشود، نقشهايي چون طاووس، ترمه گل، گلبرگ و... با رنگهايي متنوع و تار و پودي از پشم و يا كرك.
ويژگيهاي بافت
جاجيم، اگرچه بافتهاي زبر و خشن است، اما با استفاده مداوم از آن، در اندك زماني، لطيف و نرم ميشود. بافت جاجيم از گليم، سادهتر و به همان نسبت، رايجتر است.
دار جاجيم، مانند گليم، بر چهارچوبي است كه بطور افقي نصب ميشود. نقشآفريني در جاجيم، به عهده تارهاست. پود يا خامه، در اينجا چندان ديده نميشود.
ويژگيهاي ابعادي
جاجيم در اندازههاي ميانه و بيشتر براي پوشش بافته ميشود. گاهي جاجيمهاي بسيار بلند نيز بافته ميشود. اما امروزه، بيشتر جاجيمها در اندازه پردهاي بافته ميشوند. جاجيمهاي سوزني و رند، معمولا در اندازه 5/2 × 2 متر بافته ميشود.
info@FarsCarpet.com
|
|
قالیچه های تصویری قشقایی
|
با توجه به اهميت شير به عنوان مظهر قدرت و حضور آن در ادبيات كهن ايراني و با توجه به اينكه در گذشته، اين جانور در بخشهايي از فارس سكونت داشته است، عجيب نيست اگر بخشي از دستبافتههاي هنرمندان قاليباف به اين موضوع اختصاص يافته باشد.
در گذشته، گبههاي شيري معمولا روي قاليچههاي ديگر، در وسط چادر قرار ميگرفت كه نشاني از دليري و غرور صاحب چادر بود. بافت گبههاي شيري، جنبه تجارتي نداشته و معمولا موضوعي شخصي و سفارشي بوده است. بافت گبههاي شيري، با انقراض نسل شيرها، به تدريج در حال منسوخ شدن است.
ويژگيهاي الياف شناسي
در قاليچههاي شيري فارس، از تار (چله)، پود و خامه پشمي استفاده ميكنند كه تعداد پودهاي آنها بين 2 تا 8 رديف است.
ويژگيهاي رنگرزي
رنگآميزي گبههاي شيري از رنگهاي طبيعي و گياهي است كه با استفاده از گياهان محلي انجام شده است.
ويژگيهاي طرح و نقشه
نقش شير، موضوع اصلي گبههاي شيري است. پر كردن زمينه به وسيله ديگر حيوانات و گياهان، تجسمي است از جنگل و بيشه كه در مقايسه با عظمت و جلال شير بسيار جالب است. در برخي گبهها، تكرار شيرها همچون تكرار بتههايي است كه عدم تقارن را تعديل كرده است.
ويژگيهاي بافت
بافت گبههاي شيري مانند ساير گبههاست. با پرزهايي بلند و چند سانتيمتر گليمبافي و شيرازه متوازي. اين قاليچهها، اكثرا نرم و تا اندازهاي كلفت هستند. شيوه گرهزني، در برخي قاليچهها متقارن و در برخي ديگر نامتقارن است.
info@FarsCarpet.com
|
|
گلیم قشقایی
|
|
|
ويژگيهاي اليافشناسي
گليم اصيل قشقايي از پشم (تار و پود پشمي) دستريس خالص و شسته بافته ميشود كه قطر الياف آنها بسيار نازك و خامه مصرفيشان بسيار ظريف است.
ويژگيهاي رنگرزي و رنگبندي
در رنگافشاني متن گليم قشقايي، گرايش به رنگهاي تند و روشن است و از رنگهاي تيره و سنگين (مانند سرمهاي و قهوهاي و يشمي) بندرت استفاده ميكنند.
ويژگيهاي طرح و نقشه
نقشمايههاي شاخص قشقايي را به چهار گروه ميتوان تقسيم كرد:
1- نگارههايي كه حاصل كنار هم چيده شدن منظم و متقارن اشكال هندسي (از سهگوش تا هشتگوش) است. مانند: سرمهدان، چهارخال، شبهمَعْقِلي.
2- گروهي ديگر، حاصل تكرار متقارن يك نگاره خاص، به شيوه آرايش چپ و راست و رنگآميزي مثبت و منفي ميباشد. مانند: ايت آل (دست سگ)، خراساني، تهراني.
3- نقشمايههاي ويژهاي كه هويت مستقل دارند و صورت نهايي آنها از تلفيق چند نگاره متفاوت پيدا آمده است. مانند: چين (گردگل)، قزل قيچي، آلماگل (گل سيب)، شانه، قيچي، شوشتري، آقاجري، لاكپشت، عربي، دوقاناق (دو بال)، نمكدان، ياقْلُق (دستمال)، چهار ماهي، خاكانداز، پروانه.
4- نقشمايههاي حاشيهاي مخصوص گليم. مانند: مَداخِل، لَنْگَج، چَپَلْقه (چپحلقه)، آلاقورد (گرگ دو رنگ)، وَني.
نقشها
1- نقش اشكالي: نقش اشكالي، هم در گليمهاي ترنجدار و لچكـ ترنج كاربرد مييابد و هم در بافتههايي كه فاقد لچكـ ترنج است.
2- كف ساده: ابن گروه، قابل تفكيك به دو گروه اصلي است:
تمام كف ساده: كه متن و زمينه آن، تهي از هرگونه طرح و نقش است. مشتمل بر: بدون لچك، لچكدار، لچكـ نيم ترنج، لچك اندر لچك.
نيمه كفاف ساده، مشتمل بر: ترنجدار ساده، لچكـ ترنج، لچكـ ترنجـ نيم ترنج.
3- محرمات: نقش محرمات در گليمبافي قشقايي، به طور عمده استوار است بر نوارهاي پهن افقي و گهگاه نوارهاي اريب.
4- خشتي: گليمهاي قشقايي خشتي، بر اساس شيوه رنگآميزي و طرز آرايش و قرار گرفتن خشتها، به دو گروه تقسيم ميشوند: خشتي لوزي (شامل دستههاي منتظم ساده و منتظم منقش) و خشتي چهارخانه (شامل دستههاي منتظم، نامنتظم، ساده، منقش، يكرنگ و چندرنگ).
5- قابي: اين گروه مشتمل بر گليمهايي است بدون ترنج و لچك كه در نقشپردازي آنها، از نقشمايههاي متداول گليمبافي به صورت مكرر بهره بردهاند.
ويژگيهاي بافت
شبكهزني گليمهاي قشقايي اكثرا آراسته به نوارهاي شطرنجي وَني يا نوارهاي گليمبافتي است كه نقوش پيوسته پر و خالي، زينتبخش آن است.
ويژگيهاي ابعادي
امروزه، گليمهاي قشقايي در ابعادي چون: گليمچه، گليم ميانه، گليم بزرگ و گليم بلند بافته ميشود.
info@FarsCarpet.com
|
|
گبه قشقایی
|
ويژگيهاي الياف شناسي
در حال حاضر، دو نوع گبه توسط عشاير فارس (ايل قشقايي) بافته ميشود: اول، گبه درشت. دوم، گبه ريز (قاليـ گبه). نوع ديگري نيز بندرت بافته ميشود به نام يَلَمه كه تقريباً حد وسط گبه درشت و گبه ريز است.
مواد اوليه مورد مصرف براي بافت گبه درشت، اعم از چله، خامه، پود زير و پود رو تماماً پشمي است و براي بافت گبه ريز، از خامه پشمي، چله پشمي ظريف (مرينوس)، پود زير پشمي باريك يا پنبهاي و پود روي پنبهاي يا مرينوس استفاده ميكنند.
|
|
|
ويژگيهاي رنگرزي و رنگبندي
يكي از ويژگيهاي مهم گبههاي قشقايي، استفاده از رنگهاي زنده، پرجنبش و گاهي تند است. معمولا تمامي رنگهاي مورد استفاده در گبهها، به همان روش گياهي و سنتي تهيه ميشود.
به طور كلي، در گبههاي خود رنگ، از خامهها و پودهاي خود رنگ كه اغلب شكري، كبود و سفيد هستند، استفاده ميشود، اما در گبههاي رنگي، رنگ پودها، به تناسب رنگ زمينه انتخاب ميشود.
|
|
ويژگيهاي طرح و نقشه
طراحي گبه، عموما حاصل ذوق و تخيل بافنده آن است و لذا برگرفته از طبيعت، محيط اطراف و ذهن اوست. گبهها معمولا داراي حاشيهاي در حدود 15 تا 20 سانتيمتر و زمينهاي تك رنگ با نقشي ابتكاري در زمينه هستند.
گبههاي قديميتر، معمولا با طرحهايي مشهور به گل گبه، حوض گبه، گبههاي شيري و درختي، گبه ساده و خشتي و گبههايي با نقشهاي ابتكاري ديگر بافته ميشد. امروزه، گبه با طرحهاي ابتكاري و متناسب با سليقه روز بافته ميشود.
|
|
|
ويژگيهاي بافت
پرز گبه از فرشهاي معمولي بلندتر است و گاهي به دو سانتي متر هم ميرسد. تعداد پودهايي كه در هر رج آن رد ميكنند، بين 3 تا 14 پود است، در حالي كه در فرشهاي معمولي، در هر رج، دو پود چپ و راست زده ميشود و يا در مواردي، تعداد پودها به 4 تا ميرسد. داشتن پود زياد، به گبه حالت انعطاف و نرمي خاصي ميبخشد.
گاهي گبه را با نوعي فرش درشتبافت و ارزان به نام خرسك اشتباه ميگيرند، در حالي كه خرسك داراي ساختاري مانند فرشهاي معمولي است ولي با گرهي درشتتر و پشمي نامرغوبتر. ولي بر عكس، گبهها داراي پشمي نرم و مرغوبند و تعداد گرهها متفاوت است.
در حال حاضر، نوعي دستباف به نام گليمـ گبه مرسوم شده كه بيشتر جنبه تزييني دارد. زمينه گليمـ گبهها بدون گره و به شيوه گليمبافي است و برخي نقشمايهها، به شيوه گبهبافي يعني گرهدار و پرزدار بافته ميشود.
شيوه گرهزني تمام گبهها، گره متقارن (تركي) ميباشد.
|
|
ويژگيهاي ابعادي
گبهها (اعم از قاليـ گبه، گبه درشت، گليمـ گبه) در ابعاد متفاوتي بافته ميشوند. حداكثر در اندازه 12 متر مربع و حداقل در ابعاد 50 در50 سانتيمتر.
|
info@FarsCarpet.com
|
نگاهی به تاریخچه گلیم و فرش در ایران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نگاهی به تاریخچه گلیم و فرش در ایران - شمس اله قبادي
در طول تاریخ فرش و تابلو فرشهای ایرانی از نظر زیبایی و هنر نقش مهمی در اقتصاد کشورو خانواده ها داشته که شایسته است بیشترتوجه به این هنر ارزشمند که یادگار نیاکان ما میباشد و برای خلق آن رنجهای زیاد و راههای بسیار طی شده است داشته باشیم .
باید پذیرفت که پیدایش هنر ارزنده قالیبافی به یکباره و خلق الساعه نبوده بلکه به تدریج و بنا به اصول علمی و روند قدم بقدم روبه رشد حسب قواعد سنت تمدنهاو میزان علاقه واحتیاجات مردم آن روزگار بوده که راه تکامل در بافت وسایر عواعل تولید را پیموده است تا به زمان خشایارشا حدود 2489سال قبل رسیده است . پس قدمت و پیشینه فرش را در ایران باید در سده های پیشین تر جستجو کرد و مسائل اجتماعی مردم هر عصر مدیون جامعه پیش از خود بوده که تجربیات هنری خود را به نسل جوان تر آموخته است .
درست است که یک تخته فرش و یک روانداز اسب در منطقه پازیریک بخش جنوبی سیبری بدست آمده و تاریخ بافت آن را حدود سده پنجم قبل از میلاد می دانند ولی آراء و عقاید فرش شناسان و پژوهشگران بطور پراکنده بر آن است که قدمت فرشبافی به تمدنهای پیش تر ایران می رسد ادله این تفکر با توجه به زیبایی بافت و نقش و نگار موجود در فرش مضمون رشد تمدن و پیشرفت هنر بافندگی و صنایع دستی آن روز ایران بوده است .
نکته مستند تر آنکه در 480 سال قبل از میلاد مسیح هنگامی که تمیستوکل ( Temistocle )سردار آتنی بعلت رشگ برخی از رجال آتن به او تهمت خیانت زدند و مورد مذمت و اتهام قرار گرفت و حتی جان وی در معرض خطربود بنابراین برای نجات جان خود به ایران گریخت . چون کشور یونان در آن زمان در حال اهتزاز با کشور بزرگ ایران قرار داشت خشایارشا که پادشاه ایران بود با نگرش کسب اطلاعات نظامی و اوضاع واحوال اقتصادی و اجتماعی یونان با مهربانی با وی رفتار کرد و حتی هدایای ارزنده ای از جمله چند قطعه قالی وگلیم های زیبایی که دارای نقش و نگار دلفریب و گیرا که با دستهای هنرآفرین فرزندان ایران بافته شده بود به وی داد . سردار آتنی که از قبل به زیبایی گلیم وفرش ایران آگاه بود تا هدایای فرش و گلیم را دید مورد پسند قرار داد و تعریف و تمجید از آن کرد که این امر در تاریخ فرشبافی ایران یک سند قطعی و مورد اطمینان بایستی در نظر گرفته شود .
یا گزنفون در کتاب بازگشت ده هزار یونانی می نویسد :در یک مهمانی که سوتس (Seuthes ) امیر تراکیه حضور داشت بعنوان هدیه یک تخته فرش ایرانی به وی داده می شود بدیهی است آنچه را که به امیر کشوری هدیه می دهند چیزی نفیس و ارزنده ای باید باشد پس نتیجه می گیریم که فرشهای ایرانی در آن زمان چنان زیبا و دلفریب بوده که شایستگی پیشکشی به پیشویان کشور ویا ملتی را داشته است .
(نقل از زندگانی مردان نامی پلوتارک )
حبیب ابن صهبان نقل می کنند هنگامی که سپاه سعد در جنگ با ایرانیان ظفر آمد آنها به کاخ مدائن رسیدند غنایم فراوان بدست آوردند مثل جامه ها زیورآلات شمشیر خسروپرویز و ده ها قلم دیگر از جمله یک تخته فرش شصت ذرع در شصت ذرع یکپارچه به اندازه یک جریب که همچون کشتزار و سبزه زار بهاران بود و متن فرش چون نهرها و لابه به لای آن همانند مروارید بود ومتن از حریر بر پودهای طلا که گلهای طلاو نقره و امثال آن داشت چشم همگان را خیره می کرد آنها خمس همه غنایم را بین خود تقسیم کردند و فرش بماند چون تقسیم آن میسر نبود سعد مسلمانان را خواند و گفت خداوند دستهای شمارا پر کرده است تقسیم این فرش مشکل است رای من این است که آن را به امیر مومنان عمر واگذاریم که هر چه خواهد کند چنان کردند گویند چون فرش به مدینه نزد عمر بردند شب خوابی دید و کسان را فراهم آورد و حمد ثنای خدارا کرد و در باره فرش رای خواست نظرهای متفاوت دادند در آن جلسه که امام علی (ع) نیز حضور داشت به عمر فرمود : ای عمرکار چنانست که گفتید اما تامل باید کرد که اگر اکنون آن را بپذیرید فردا کسانی به دستاویز آن به ناحق چیزهای بگیرند: عمر گفت راست گفتی و اندارز دادی فرش را پاره پاره کردند و تا بین کسان تقسیم نمایند که یک تکه از فرش که از بقیه تکه ها بهتر نبود به حضرت رسید امام تکه فرش را در بازار به بیست هزار دینار فروخت ( نقل از تاریخ طبری جلد پنجم )
نظر عزیزان را به سه نکته مهم معطوف میدارم:
1-پیدایش قالی و گلیم به یکباره نبوده وبه تدریج در سده پنجم قبل از میلاد به تکامل رسیده است و حصول نتیجه می گردد خلق این هنر خیلی پیشین تر بوده است.
2-خلق اولیه فرش در ایران بوده وبعدها از طروق مختلف به سایر نقاط انتقال یافته است .
3-فرش ایران در طول تاریخ اعتبار جهانی داشته و همیشه بعنوان یک کالای ارزنده و سرمایه ای ایفای نقش کرده است.
فرازی از سروده شاعر خوش ذوق تقدیم به همه هنرمندان وبافندگان رنج دیده و همه کسانی که در این راه قدمهای مفیدی برداشته اند:
چو استاد دستش قلم بر رقم برگرفت بیکباره آن برگ بیمایه جان بر گرفت
چو نقشی برنگ لب لعل شیرین یار بنرمی بزد سرخیش جان گرفت
گل و بلبل سرو قامت بلندی نشاند بدین چیرگی هم غزالی دویدن گرفت
ترنجی بچند وسپس طره ای درکنار توگویی که یکباره باع عدن جان گرفت
گره از یی هم زد و رج نشاند ضخیمش یکی پودو نازک دگر جا گرفت
همه روزها را بدینگونه اش پیش برد چنین از سحر تا که شب پا گرفت
بااحترام قبادی
|
|
نگاهی به تاریخچه گلیم و فرش در ایران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نگاهی به تاریخچه گلیم و فرش در ایران - شمس اله قبادي
در طول تاریخ فرش و تابلو فرشهای ایرانی از نظر زیبایی و هنر نقش مهمی در اقتصاد کشورو خانواده ها داشته که شایسته است بیشترتوجه به این هنر ارزشمند که یادگار نیاکان ما میباشد و برای خلق آن رنجهای زیاد و راههای بسیار طی شده است داشته باشیم .
باید پذیرفت که پیدایش هنر ارزنده قالیبافی به یکباره و خلق الساعه نبوده بلکه به تدریج و بنا به اصول علمی و روند قدم بقدم روبه رشد حسب قواعد سنت تمدنهاو میزان علاقه واحتیاجات مردم آن روزگار بوده که راه تکامل در بافت وسایر عواعل تولید را پیموده است تا به زمان خشایارشا حدود 2489سال قبل رسیده است . پس قدمت و پیشینه فرش را در ایران باید در سده های پیشین تر جستجو کرد و مسائل اجتماعی مردم هر عصر مدیون جامعه پیش از خود بوده که تجربیات هنری خود را به نسل جوان تر آموخته است .
درست است که یک تخته فرش و یک روانداز اسب در منطقه پازیریک بخش جنوبی سیبری بدست آمده و تاریخ بافت آن را حدود سده پنجم قبل از میلاد می دانند ولی آراء و عقاید فرش شناسان و پژوهشگران بطور پراکنده بر آن است که قدمت فرشبافی به تمدنهای پیش تر ایران می رسد ادله این تفکر با توجه به زیبایی بافت و نقش و نگار موجود در فرش مضمون رشد تمدن و پیشرفت هنر بافندگی و صنایع دستی آن روز ایران بوده است .
نکته مستند تر آنکه در 480 سال قبل از میلاد مسیح هنگامی که تمیستوکل ( Temistocle )سردار آتنی بعلت رشگ برخی از رجال آتن به او تهمت خیانت زدند و مورد مذمت و اتهام قرار گرفت و حتی جان وی در معرض خطربود بنابراین برای نجات جان خود به ایران گریخت . چون کشور یونان در آن زمان در حال اهتزاز با کشور بزرگ ایران قرار داشت خشایارشا که پادشاه ایران بود با نگرش کسب اطلاعات نظامی و اوضاع واحوال اقتصادی و اجتماعی یونان با مهربانی با وی رفتار کرد و حتی هدایای ارزنده ای از جمله چند قطعه قالی وگلیم های زیبایی که دارای نقش و نگار دلفریب و گیرا که با دستهای هنرآفرین فرزندان ایران بافته شده بود به وی داد . سردار آتنی که از قبل به زیبایی گلیم وفرش ایران آگاه بود تا هدایای فرش و گلیم را دید مورد پسند قرار داد و تعریف و تمجید از آن کرد که این امر در تاریخ فرشبافی ایران یک سند قطعی و مورد اطمینان بایستی در نظر گرفته شود .
یا گزنفون در کتاب بازگشت ده هزار یونانی می نویسد :در یک مهمانی که سوتس (Seuthes ) امیر تراکیه حضور داشت بعنوان هدیه یک تخته فرش ایرانی به وی داده می شود بدیهی است آنچه را که به امیر کشوری هدیه می دهند چیزی نفیس و ارزنده ای باید باشد پس نتیجه می گیریم که فرشهای ایرانی در آن زمان چنان زیبا و دلفریب بوده که شایستگی پیشکشی به پیشویان کشور ویا ملتی را داشته است .
(نقل از زندگانی مردان نامی پلوتارک )
حبیب ابن صهبان نقل می کنند هنگامی که سپاه سعد در جنگ با ایرانیان ظفر آمد آنها به کاخ مدائن رسیدند غنایم فراوان بدست آوردند مثل جامه ها زیورآلات شمشیر خسروپرویز و ده ها قلم دیگر از جمله یک تخته فرش شصت ذرع در شصت ذرع یکپارچه به اندازه یک جریب که همچون کشتزار و سبزه زار بهاران بود و متن فرش چون نهرها و لابه به لای آن همانند مروارید بود ومتن از حریر بر پودهای طلا که گلهای طلاو نقره و امثال آن داشت چشم همگان را خیره می کرد آنها خمس همه غنایم را بین خود تقسیم کردند و فرش بماند چون تقسیم آن میسر نبود سعد مسلمانان را خواند و گفت خداوند دستهای شمارا پر کرده است تقسیم این فرش مشکل است رای من این است که آن را به امیر مومنان عمر واگذاریم که هر چه خواهد کند چنان کردند گویند چون فرش به مدینه نزد عمر بردند شب خوابی دید و کسان را فراهم آورد و حمد ثنای خدارا کرد و در باره فرش رای خواست نظرهای متفاوت دادند در آن جلسه که امام علی (ع) نیز حضور داشت به عمر فرمود : ای عمرکار چنانست که گفتید اما تامل باید کرد که اگر اکنون آن را بپذیرید فردا کسانی به دستاویز آن به ناحق چیزهای بگیرند: عمر گفت راست گفتی و اندارز دادی فرش را پاره پاره کردند و تا بین کسان تقسیم نمایند که یک تکه از فرش که از بقیه تکه ها بهتر نبود به حضرت رسید امام تکه فرش را در بازار به بیست هزار دینار فروخت ( نقل از تاریخ طبری جلد پنجم )
نظر عزیزان را به سه نکته مهم معطوف میدارم:
1-پیدایش قالی و گلیم به یکباره نبوده وبه تدریج در سده پنجم قبل از میلاد به تکامل رسیده است و حصول نتیجه می گردد خلق این هنر خیلی پیشین تر بوده است.
2-خلق اولیه فرش در ایران بوده وبعدها از طروق مختلف به سایر نقاط انتقال یافته است .
3-فرش ایران در طول تاریخ اعتبار جهانی داشته و همیشه بعنوان یک کالای ارزنده و سرمایه ای ایفای نقش کرده است.
فرازی از سروده شاعر خوش ذوق تقدیم به همه هنرمندان وبافندگان رنج دیده و همه کسانی که در این راه قدمهای مفیدی برداشته اند:
چو استاد دستش قلم بر رقم برگرفت بیکباره آن برگ بیمایه جان بر گرفت
چو نقشی برنگ لب لعل شیرین یار بنرمی بزد سرخیش جان گرفت
گل و بلبل سرو قامت بلندی نشاند بدین چیرگی هم غزالی دویدن گرفت
ترنجی بچند وسپس طره ای درکنار توگویی که یکباره باع عدن جان گرفت
گره از یی هم زد و رج نشاند ضخیمش یکی پودو نازک دگر جا گرفت
همه روزها را بدینگونه اش پیش برد چنین از سحر تا که شب پا گرفت
بااحترام قبادی
|
|
فارس
|
|
|
فارس:
فارس منطقهای است در جنوب فلات ایران مركب از جلگه ها و دشتهای مرتفع و محصور در میان كوههای بلند از شرق به كرمان و از شمال به اصفهان و از غرب به خوزستان میرسد.
فارس یكی از قدیمی ترین تمدنهای ایرانی است. در كتیبههای هخامنشی به صورت پارسه و در یونانی پریس كه معرب آن فارسی است آمده است. پارسها مردمانی آریایینژاد بودند مادها در حدود سال 700 هجری قمری رهسپار نواحی جنوبی ایران شدند و در فارس اقامت گزیدند. طبق نوشتههای آشوریان مركز حكومت آنها پارسوماش نامیده شد و دست نشانده آشور بودند بس از تبعیت آشور خارج شده تابع مادیها شدند. طبق گفته هردوت پارسیها به نش طائفهی شهرنشین و دهنشین و چهار طائفهی چادرنشین تقسیم میشدند و خانوادهی هخامنشی از نجیبترین طائفه پارسی یعنی طائفهی پارسارگادیها بودند. در سال 17 هجری قمری مقارن با خلافت عمر خلیفهی دوم علاء بن حضرمی حاكم بحرین از سرداران خود را مامور فتح فارس گردانید ولی از حاكم ایرانی فارس شكست خورد ولی بعدها به فارس لشكر كشیدند و بر آن استیلا یافتند. مركز استان فارس در حال حاضر شهر شیراز است. شیراز در زمان كریم خان زند پایتخت ایران بود. آرامگاه دو شاعر بزرگ ایران سعدی و حافظ در این شهر است. آثار و ابنیه مختلفی در اطراف شیراز وجود دارد عبارتند از تل باكون در نزدیكی تخت جمشید که به دوران قبل از تاریخ هخامنشی است. ویرانههای شهر استخر قدیم و همنین پاساردگاد شامل آثار دوران هخامنشی و خرابههای معروف تخت جمشید در 57 كیلومتری شیراز قرار دارد.
سابقه قالیبافی:
قدیمیترین فرش باقی مانده از فارس بیش از سیصد سال قدمت ندارد. شواهد تاریخی از عمر چندین صد سالهاین هنر در فارس خبر میدهد فرشبافی پس از اسلام در فارس آنچنان رواج و رونق داشته كه می توان تاریخی دیرین،برای آن متصور شد. براساس شواهدی كه موجود است می توان پیش از اسلام سه منطقه وسیع فرشبافی را در فارس استنباط نمود كه شامل: شهرهای بزرگ دارابگرد در داراب،بسا(فسا)و جهرم بوده است. ناحیه دوم كوه بیشابور كه تا كهكیلویه امتداد داشته و شاپور و كازرون و توج و شهر گمشده غندجاف جزو آن بودهاند. منطقه سوم بوانات و قونقری كه دژخرمه حصار آن بوده است. قدیمیترین نوشته تاریخی كه بصورت صریح و دقیق از رونق كارگاههای فرشبافی فارس بیش از یك هزار سال پیش حكایت میكند، مالك و ممالك اصطخری است. از نیمه نخست سده چهارم هجری قمری هنر بافندگی فارس هنری عشایری، روستایی است كه وابستگی به ایلات و عشایری دارد، كه در یك منطقه وسیع پراكندهاند. سرزمینی كه از جنوب و شمال و مشرق و مغرب همچون چهار اقلیم و چهار فصل جداگانه آب و هوای متفاوت و متمایز دارد. نیریز، دهستان بوامات و كردشول در منطقه خسمه،دهستانهای خنگشت و شهر میان و روستاهای بازیچه و حسنآباد سرحدات چهار ناحیه و شش ناحیه در منطقهی قشقایی،لر و باصری،آباده و فراغه و هینهگان در جوار سرحد قشقایی، راشك در منطقههای لرهای ممسنی، دهستان حیات داود در نزدیكی بوشهر، دهكده ابوالوردی در حومهی شیراز از مناطق مهم بافندگی در فارس هستند.
عشایر فارس:
در فارس ساكنان كوچ رو و چادرنشین وجود داشته كه با گله و رمه و دامهای خود در هر سال از چراگاههای زمستانی ـ قشلاق و یا گرمسیر ـ در مناطق جنوبی فارس به چراگاههای تابستانی ییلاق یا سرحد ـ در مناطق شمالی و مرتفعتر فارس میروند و باز میگردند. ریشه دارترین عشایر فارس لرها هستند. زبانشان فارسی است و خویشاوندانی هم در لرستان ودر جمع بختیاریها دارند. در فارس به لرهای بویراحمدی و لرهای ممسنی تقسیم میشوند. قشقاییها ترك زبان هستند و نزدیك به شش قرن است كه به فارس كوچ کردهاند. قشقاییها نامشان را از قشقا گرفتهاند، كه در تركی به معنی اسب پیشانی سفید است. آنها ازاجتماع شش ایل بزرگ پدید آمدهاند كه عبارتند از: شش بلوكی، كشكولی بزرگ، كشكولی كوچك، دره شوی، عمله و فارسی هدان.
در میان عشایر، بافندگی كار زنان است. پشم مورد نیاز بافندگی از گوسفندان ایل چیده و به دست زنان ایل ریسیده میشود و با رنگهای گیاهی سنتی موجود در محل رنگرزی و سپس تبدیل به قالیچه ، گبه، گلیم یا جاجیم یا جل اسب و یا دستبافهای دیگری از این قبیل میگردد. البته امروزه به شكل روز افزونی از پشمهای صنعتی و رنگ شده با موادشیمیایی استفاده میشود. در میان دستبافهای عشایری قالی، مهمترین جایگاه را دارد.
رنگها و طرحهای بكار رفته در فرشهای عشایر:
در یك طبقهبندی كلی این طرحها به دو گروه تقسیم میشوند: گروه اول، طرحها و نقش و نگارههای سنتی و عشایری است كه كمتر دستخوش تغییرات زمان قرار گرفته است. این طرحها و نقوش هندسی وذهنی باف هستند. پیروی نكردن از یك الگوی معین و نداشتن نظم خاص و اجتناب از قرینه سازی جز در طراحی ترنجها و حاشیههااین شیوهی نقش پردازی را، سبك اشكالی یا نقوش اشكالی نیز مینامند.
گرروه دوم،طرحها و نقشهای منظم و پیوسته و منسجم و متقارن است كه بیشتر آنها منشاء عشایری و روستایی ندارد و طراحی آنها عمدتاً از فرشهای شهری باف و سایر هنرهای تمدن شهرنشینی مانند: پارچه و ترمه و… الهام گرفته است منتهی به سبك و شیوهی خاص بافندگان عشایری، ساده شده و شیوه گرفته است. در این شیوه بجای نگارههای لوزی و چهارگوش و شش گوش و هشت گوش و خطهای راست و شكسته بیشتر از گل و گیاه و شاخ و برگ و خطوط گردان استفاده میشود و امكان ذهنی باف بسیار كم است. رایجترین و معروفترین نقوش این گروه عبارتند از: نقش محرمات ماهی درهم، بتهای. گیاهی و افشان.
از دو گروه نقشهای گفته شده كه بگذریم، نقش قالیهای دیگری هم است كه كاربرد آنها محدود به یك تیره معین یا یك گروه بافنده در یك دوره خاص نیست و شاید هم بیش از این بافته نشده است. این دسته را نقشهای خاص مینامند كه معروفترین آنها عبارتند از: طرح وزیر مخصوص قالیهای عكسی و تخت جمشیدی. رنگهای بكار رفته عبارتند از:انواع لاكی و صورتی و سرخابی و ارغوانی، دوغی و طلایی، آبی، سرمهای و انواع سبز و زرد و قهوهای و سفید.
یژگیهای بافت، دار و ابعاد در قالیهای فارس:
نوع گره هم فارسی و هم تركی است. كه شیوه نخست بیشتر در ایل قشقایی و ایل باصری و روستاهای خنگشت و نیریز مرسوم است و شیوه دوم میان ایلات عرب و بخارلو و روستاهای بوانات و بلوردی. نوع دارها همگی "افقی در زمینی" بوده و در حال حاصر محدود دارهای عمودی نیز رواج یافته است. رجشمار قالیهای فارس متفاوت و از 15 تا 20 در قالیها نوع گبه و 40 تا 50 در قالیهای نفیس متغیر میباشد.
ابعاد قالی فارس اغلب كوچك و از خورجین و چنته و فرشهای كوچكتر از ذرع و نیم است و در موارد نادر شش و هشت متر مربعی بیشتر است. بافت قالیهای بزرگتر از هشت متر مربعی منحصر است به روستاهای بوانات و سروستان بخصوص شورجه و مهارلو كه در موارد استثنایی قالیهای بیست و سی متری هم به طور سفارشی بافته میشود.
(خمسه فارس-لچک وترنج) ، (طرح ناظم- قشقايی- فارس) ، (طرح محرمات-قشقايی-فارس) ، (فارس – دره شوری)، (فارس-محرمات)
اصفهان
اصفهان:اصفهان در 424 کيلومتري تهران قرار دارد. از شمال به کاشان و نطنز ، از مشرق به يزد، از جنوب به آباده ، از شمال غربي به نجفآباد و گلپايگان و قسمت غربي آن به بخش کوهستاني چهارمحال و فريدن محدود است. از مهمترين آثار تاريخي اين شهر ميتوان به ميدان نقش جهان مشتمل بر بناهاي مسجد شاه، عمارت قاليقاپو، عمارت هشت بهشت، مسجد شيخلطفالله و همچنين سيوسهپل و پل خواجو اشاره کرد.اصفهان در دوران هخامنشي به نام (کي) شناخته شده و در زمان اشکانيان و سامانيان جزو قلمرو پادشاهان بوده است. از دوران سلجوقيان يعني سده پنجم هجري آثار معماري بينظيري از آن بر جاي مانده است که با آثار معماري باقيمانده از دوران صفويه رقابت ميکند. اصفهان از زمان صفويان در سده دهم هجري قمري بار ديگر مرکز تجارت و فرهنگ و صنعت شد. سابقه قاليبافي در اصفهان:شاهعباس صفوي براي احياء و آباداني اهميت زيادي قائل بود. شاهان صفوي هنر دوست بودند و بهترين هنرمندان را در کارگاههاي شاهي گرد هم ميآوردند. نخستين کارگاه قاليبافي در زمان شاهعباس کبير در قرن دهم هجري در اصفهان ساخته شد و اين کارگاهها در جنوب عاليقاپو بين ميدان شاه و چهلستون با استفاده از بهترين مواد اوليه و همواره زير نظر شخص شاهعباس بزرگ به کار ميپرداختند. آرتورپوپ با اشاره به همگوني نزديک ميان هنرمند و طراح قالي اشاره دارد و در اين بين نام سه تن از برجستهترين افراد را ذکر کرده است بهزاد، سلطان محمد وسيد علي. فرشهاي معروف اردبيل که از بزرگترين گنجينههاي موزه ويکتوريا و آلبرت لندن است و فرش معروف شکارگاه در ميلان به شاه طهماسب صفوي تعلق دارد و کاشان نيز در اين دوره به بافت فرشهاي ابريشم و طلا مشغول بود. پس از انقراض سلسله صفويه بتدريج قاليبافي از اهميت افتاد ولي در صد سال اخير عليرغم بافت قاليهاي نفيس با قاليهاي زمان صفويه تفاوت زياد دارد. احياء مجدد قاليبافي در اصفهان به دوران ناصرالدينشاه قاجار باز ميگردد و قاليهاي ظلالسلطان از اين دستاند. رنگها و طرحهاي مورد استفاده در قاليهاي اصفهان: لچك و ترنج از طرحهاي عمده مورد استفاده در قالي اصفهان است. حرکات زيباي اسليمي، طرحهاي شکارگاه، درختي وحتي گلفرنگ و قاب قابي از جمله طرحهاي بافت قالي اصفهان است. قالي اصفهان يکي از اصيلترين قاليهاي ايراني است. تنوع رنگ به ويژه رنگهاي شاد در قالي اصفهان زياد و مهمترين آنها عبارتند از 1ـ لاکي 2ـ کرم 3ـ سبز 4ـ عنابي 5ـ بژ 6ـ مسي 7ـ خاکي 8ـ سرمهاي سير و روشن.هماهنگي و ترکيب زيباي طرح و رنگ در فرشهاي اصفهان از مهمترين ويژگيهاي آن است. مهمترين مراکز قالبيافي استان اصفهان به غير از شهر اصفهان که به عنوان مرکز اين استان شناخته ميشود شهرهاي فلاورجان، قمشه (شهرضا)، نجفآباد، گلپايگان، نائين، اردستان، نطنز، کاشان و خوانسار از ديگر مراکز بافت فرش در استان باشند که در ميان آنها کاشان از روزگار بسيار قديم و نائين و گلپايگان اخيراً از اهميت بيشتر ي برخوردارند.(اصفهان)،(اصفهان-کارگاه صراف)،(اصفهان- اسليمی)،(اصفهان-لچک و ترنج)،(اصفهان-درختی حيواندار)،(اصفهان-شکارگاه) ويژگي بافت، دار قالي و ابهاد فرش در قاليهاي اصفهان:کاربرد گره فارسي و ارتفاع کوتاه و پرز فرش از خصوصيات بارز فرشهاي امروز اصفهان است. استفاده از ابريشم به عنوان تار (چله) فرش از ويژگيهاي خاص فرشبافي معاصر اصفهان ميباشد. رجشمار اغلب فرشهاي اصفهان زياد و عموماً از 50 تا 70 رج و در مواردي تا 90 رج تغيير ميکند. دارهاي قالي مورد استفاده عموماً عمودي و ثابت هستند. اندازه فرشهاي اصفهان اغلب ذرع و نيم، دوزرع و حداکثر 6 و يا 9 متر مربع است. ابعاد بزرگتر از 6 متر مربعي در فرشهاي امروز اصفهان کمتر ديده ميشود. طراحان و توليد کنندگان فرشهاي نفيس اصفهان:از ميان طراحان مشهور و بنام فرش اصفهان ميتوان احمد ارچنگ، سيد جعفر رشتيان، رضا شاکري، عباس کرباسيون، عيسي بهادري، احمد شکراني، اصغر بيات و اکبر مهدييئي را نام برد. از توليد کنندگان معروف و معاصر فرشهاي اصفهان ميتوان به خانواده صيرفيان و همچنين به خانواده صفدرزاده حقيقي اشاره نمود. يدالله صفدرزاده حقيقي، صادق صيرفيان و حسن دردشتي به همراه اکبر مهدييئي از شناخته شدهترين توليدکنندگان فرشهاي نفيس اصفهان در دهههاي گذشته ميباشند.
کاشان
مقدمه شهر كاشان در فاصله 258 كيلومتري تهران ميباشد. كاشان در منابع اسلامي قاشان يا قاسان ناميده شده است. كاشان از شهرهاي بسيار قديمي و به استناد تحقيقات باستاشناسي در تپههاي سيلك واقع در 4 كيلومتري غرب كاشان، اين ناحيه يكي از نخستين مراكز تمدن و محل سكونت بشر ما قبل تاريخ شناخته شده است. كاشان در زمان ساسانيان نيز وجود داشته و در دوره اسلامي يكي از شهرهاي معروف عراق عجم بوده است كه استناد تاريخ جهانگشاي جويني، قوم مغول در سال 621 هجري قمري اهالي كاشان در قتل عام كردند كاشان هميشه از مراكز مهم پيرامون مذهب تشيع بوده است.به همين جهت در دروه صفويه به علت علاقمندي آنان نسبت به اين مذهب شهر پيشرفت زيادي كرد.بافندگان كاشان را ميبايد وارث بافندگان پارچهها و منسوجات كلابتون و انواع مخمل و اطلس و زري و تافتههايي دانست كه سالها با نام پارچههاي هرمزي نام ايران را بر سر زبانها نجاري ساختند. شاردن سياح فرانسوي نيز در سفرنامه خود مينويسد:در هيچ نقطهاي از ايران بيش از اين شهر و اطراف آن اطلس و حرير و زري ساده و مخمل موجد ار و گلدار و يا ابريشم مخلوط به زر و سيم بافته نميشود.كاشان با بافت قاليهايي كه امروزه مايه افتخار موزههاست نقش زيادي در تجديد حيات حيات هنر قاليبافي ايرلان داشته است. خشكساليهاي مكرر زمين و كاهش كشاورزي به قاليبافي كاشان وسعت بخشيده است.قاليبافي در كاشان به طور كلي شامل شهر كاشان و حومه آن، نطنز و جوشقان ميباشد. شهر كاشان به عنوان محور اصلي نقش بسيار مهمي را در ارتباط با ديگر نقاط به عهدهدارد.سوابق تاريخي فرشبافي كاشان به زمانهاي دور برميگردد. قاليهاي اواخر قرن سيزدهم هجري شمسي در كاشان بواسطه بافت بسيار ظريف و پشم لطيف آن بسيارمشهور و قابل تشخيص است. اين لطافت مرهون پشم مرينوسي است كه بوسيله صاحبان كارگاهها براي بافت سفارشات مخصوص وارد ميشده است. مواد اوليه، رنگرزي و بافت نوع گره فرشهاسي كاشان و روستاهاي حومه آن متقارن و سبك چله كشي آنها از نوع مشهور به فارسي است.دارهاي آنها عمودي ثابت و عموماً از جنس چوب ميباشد. رجشمارفرشهاي آنها از 35 تا 60 و حتي از 70 گره در 5/6 سانتيمتر در نمونههاي نفيس ديده ميشود.البته در اين زمان رجشمار 30 الي 40 عمدهترين رجشمار قاليهاي كاشان است.شيرازه بافي فرشها نيز حين بافت انجام ميشود مواد مورد استفاده براي پرزفرش علاوه برپشم، در قاليهاي ظريف ابريشم نيز ميباشد.براي تار و پود، از نخ پنبه، و ابريشم در فرشهاي ريز بافت استفاده ميشود.ابعاد قالي كاشان از پشتي و ذرع و نيم تا 4×3 و 3×4 و موارد نادر تا 15 متر مربع و بزرگتر نيز مشاهده ميشود. بيدگل، آران، قمصر و گلستانه از مهمترين مراكز قاليبافي كاشان ميباشند. طرح و نقش و رنگ از نظر نقش و طرح ميتوان گفت انواع لچك و ترنجهاي شاهعباسي و گل و بوتهءهاي زيبا در زمينهلاكي براي مدتها طرح اصلي قاليهاي قديمي كاشان بوده است.انواع طرحهاي افشان شاهعباسي گلداني، لچك و ترنج اسليمي، شكارگاهي، شيخ صفي و گل فرنگ امروزه بخش مهمي از نقوش فرشهاي كاشان بوده و انواع گلهاي شاهعباسي در سبكهاي گوناگون زينت بخش فرشهاي منطقه كاشان ميباشند.رنگهاي لاكي سير و روشن، آبي، سبز، زرد، مشكي، كرم، صورتي، نيلي، سرمهاي و از عمدهترين رنگهاي مورد استفاده در قاليهاي كاشان هستند. ميتوان گفت رنگ كرم و لاكي بويژه كرم، زمينه اغلب قاليهاي جديد كاشان را تشكيل ميدهد.حاج ملامحسن محتشم، سيد محمد ميرعلوي و محمد علي فرشچي برادران عطايي، محمد دبير الصنايع، ملامحمودف محمد توكلي، حاج حسن فرشجي، حاج محمد جعفر اصفهانيانف استاد حسين كاشي، حسين اطمينان و رضا صدقياني از توليدكنندگان مشهور قاليهاي كاشان هستند. کاشان:شهر کاشان از شهرهاي بسيار قديمي است و در 258 کيلومتري تهران قرار دارد. از شمال به کوير و درياچه قم ، از مشرق به اردستان،از جنوب به نطنز و از مغرب به محلات محدود است. قاشان يا قاسان نام قديم کاشان است. تمدن سيلک در 4 کيلومتري غرب کاشان از نخستين مراکز تمدن و محل سکونت بشر ما قبل تاريخ است. کاشان در زمان ساسانيان نيز وجود داشته است. سابقه قالي در کاشان:سابقه شکوفايي صنعت پارچهبافي کاشان بر اساس نوشته عدهاي از جهانگردان در قرنهاي شانزدهم و هفدهم نشان از رشد بافندگي و بافت قالي در کاشان دارد انواع پارچهها و منسوجات گلابتون و انواع مخمل و اطلس وزري و تافتههاي مختلف با نام پارچههاي هرمزي در تمام دنيا مشهور ميباشد. سوابق تاريخي فرشبافي کاشان به زمانهاي دور بر ميگردد و کاشان با بافت قاليهاي که امروز مايه افتخار موزههاست نقش زيادي در تجديد حيات هنر قاليبافي ايران داشته است. خشکساليهاي مکرر زمين و کاهش کشاورزي و کاهش کشاورزي به قاليبافي كاشان رونق زيادي بخشيده است. قاليهاي اواخر قرن سيزدهم هجري شمسي در کاشان به واسطه بافت بسار ظريف و پشم لطيف آن بسيار مشهور و قابل تشخيص است. مراگز مهم قاليبافي در کاشان بيدگل، آران، قمصر و گلستانه ميباشد. رنگهاي طرحهاي مورد استفاده در قاليهاي كاشان:از جمله نقشههاي معمول در كاشان عبارت است از : واگيره خشتي، واگيره قابي، واگيره كتيبهاي، ترنج و محراب افشان، اسليمي، شيخ صفي، گلداني، درختي، جنگلي، بته جقه اي، بندي، لچك وترنج اسليمي شكارگاهي، گل فرنگ، رنگهاي لاكي سيرو روشن،آبي، سبز، زرد، مشكي، كرم ،بژ،صورتي، نيلي، سورمهاي از عمدهترين رنگهاي مورد استفاده در قاليبافي كاشان به شمارميآيد. رنگ كرم و لاكي زمينه اغلب قاليهاي جديد كاشان است.(کاشان)،(کاشان 2)(کاشان3)(کاشان- بته جقه سراسری)(کاشان محتشم)(کاشان محتشم 2) ويژگي بافت، دار و ابعاد فرش در قاليهاي كاشان:نوع گره فرشهاي كاشان در روستاهاي حومه آن فارسي است . دارهاي آنها عمودي ثابت و عموماً از جنس چوب ميباشد. رجشمار فرشهاي آنها از 35 تا 60 و حتي تا 70 در نمونههاي نفيس ديده ميشود. البته حال رجشمار 30 الي 40 عمدهترين رجشمار قاليهاي كاشان است. ابعاد قالي كاشان از پشتي و ذرعونيم تا 3×3 و 4×3 و در موارد نادرتا 15 متر مربع و بزرگتر نيز ديده ميشود. طراحان و توليدكنندگان فرشهاي نفيس در كاشان:حاج ملامحسن محتشم، سيدمحمد ميرعلوي و محمدعلي فرشچي، برادران عطايي، آقا محمدبيرالصنايع، ملامحمود، محمدآقاتوكلي، حاج حسن فرشچي، حاج محمد جعفراصفهانيان، استاد حسين كاشي، حسين اطمينان، ورضا صدقياني از بافندگان مشهور قديم و امروز ميباشند. سيدرضاخان صانعي، ميرزانصرالله نقاش زاده، محمدافسري، نظام افسري و محمد صنيعي از نقاشان قديم كاشان ميباشند كه به همراه استاد كاران بسياري در دهههاي اخير نظير حسين تقديسي، عباس محتشم زاده و امير كريم پور طرحهاي فرش كاشان به دست آنها خلق شده است. جوشقان:جوشقان در جنوب كاشان قرار گرفته است. در ذكر سوابق بافت قالي در جوشقان ،لازم بذكر است كه بافت قاليهاي ابريشمي در جوشقان از سالها قبل از سلطنت صفويان متداول بوده است. ابوالفضل علامي در كتاب آئين اكبري ،جوشقان را يكي از چهار مركزي ميشمارد كه آز آنجا به دربار هند قالي ميفرستند. پروفسور پوپ، جوشقان را محل كارگاههاي سلطنتي بافت قالي ميداند كه به وسيله شاه عباس بناشده بود و قاليهاي معروف آن در موزههاي «قم» و «ملي ايران» و «قم» است و اين نشان ميدهد كه در زمان شاه عباس در قالي جوشقان ابريشم ، گلابتون، زر و سيم نيز به كار ميرفت.از مراكز مهم قاليبافي در جوشقان ، جوشقان نصير آباد و ابوزيد آباد ميباشند. رنگ و طرحهاي مورد استفاده در قاليهاي جوشقان:قالي جوشقان از قديم با دو طرح جنگلي و كشمير شناخته مي شده است. نقوش شكسته از نظر طرح و تركيب بي تغيير باقي ماندهاند. در اغلب قاليهاي امروز جوشقان، ترنجي لوزي شكل به كرات تكرار شده است و مركز قالي را تشكيل ميدهد.محيط اين ترنجها را اغلب خطوط دندانهاي در برميگيرند و درون هر لوزي در گرداگردش گلي چهار پر و لوزيهاي چهار پر و درخت بيد مجنون در طرحي ساده و در قابي لوزي شكل ،ارتباطي موزون و هماهنگ را بين نقوش هر فرش پديد ميآورند. طرحهاي بتهاي، خشتي و لچك ترنج نيز به طور پراكنده در بين قاليهاي جوشقان ديده ميشود. سفيد، سبز، آبي، صورتي، نارنجي و بيد مشكي از رنگهاي بكاررفته در قالي جوشقان است. ويژگيهاي بافت دار و ابعاد در قاليبافي جوشقان:نوع گره مورد استفاده و ويژگيهاي دار و ابعاد دقيقاً مشابه قاليهاي كاشان است. گلپايگان :شهر گلپايگان در غرب استان اصفهان قراردارد. نوع بافت و سبك قالي اين شهرستان به ويژه شرق و شمال شرق آن به شدت تحت تاثير قاليبافي كاشان قرار گرفته است ولي بازار عمده فرش گلپايگان در اراك است. مراكز مهم قاليبافي در گلپايگان: تيكي، افشان، نيوان، كوچري، راد جنگ،قودچان، در، خم و پيچ، رحمت آباد و حاج بلاغ و از همه مهمتر ویست مي باشد. رنگها و طرحهاي بكاررفته در قاليهاي گلپايگان:طرحهاي و نقشههاي بكار رفته در مراكز قاليبافي امروز گلپايگان عموماً از كاشان و تاحدودي از اراك و محلات ميباشد. طرحهاي متداول امروز فرش گلپايگان عموماً لچك و ترنجهاي شاهعباسي و افشان اسليمي ميباشد. نقوش گلفرنگ و طرح قاليهاي نائين نيز چند سالي است در اين منطقه رواج يافته است. قاليهاي قديمي گلپايگان كه عمدتاً در سالهاي قبل از دهه سي بافته ميشدند عموماً حالت روستايي داشته و استفاده از نقوش هندسي از ويژگيهاي مهم آن بوده است. ويژگي بافت دار و ابعاد دار قاليهاي گلپايگان:نوع گره مورداستفاده در قاليهاي گلپايگان فارسي است. در تمامي مراكز قاليبافي اين شهرستان ار دارهاي عمودي ثابت استفاده ميشود. ابعاد متداول قالي گلپايگان عموماً بزرگ پارچه و از 6 تا 12 و حتي ابعاد بزرگتر مي باشند. رجشمار اغلب قاليهاي امروز گلپايگان از 30 تا حداكثر 40 رج متغير است. نایین مقدمهنائين در حاشيه جنوب كوير مركز و در 145 كيلومتري شرق اصفهان قرار گرفته و منطقهاي كويري است ولي به علت وجود كوهستاني نسبتاً مرتفع در جنوب غربي آن آن و هوايي معتدل دارد.نائين در قرون وسطي جزو ايالت فارسي محسوب ميشد.حمدالله مستوفي و خواند مير، آن را از توابع يزد شمردهاند اما در زمان ناصر الدين شاه اين شهر جزو توابع اصفهان قرار گرفت.تاريخ دقيق ايجاد شهر روشن نيست اما حضور بنايي به نام تاريخ قلعه (نارين قلعه) كه مربوط به دوران ساسانيان است و گويش مردمان شهر كه متاثر از حضور زرتشتيان در زمانهاي پيشين در اين شهر است به قدمت شهر گواهي ميدهد. مسجد جامع نائين كه متعلق به قرن چهارم هجري ميباشد و از بناهاي مشهور تاريخي است گواه ديگري بر اين ادعاست.توليد سفال و سراميك در نائين قدمت ديرينه دارد و توليدات مراكز سفالگري و چيني سازي در قرن هفدهم و هجدهم صادر ميشده است و نمونههايي از آنها در موزه ويكتوريا و آلبرت بريتانيا موجود ميباشد. توليد پارچههاي پنبهاي نظير كرباس و متقال زيلوبافي، گليم بافي، نمد مالي و برگ بافي از مشاغل ديگري است كهد نائين رايج بوده است اما معروفترين كالاي توليدي نائين در گذشته عبا بوده كه در تمام كشورهاي اسلامي مشهور است. قاليبافي در نائين بدنبال كسادي بازار عبا بافي در اين منطقه كه حرفهي اصلي مردم بود پيش از جنگ دوم جهاني رواج يافت با ورود پارچههاي خارجي و تغيير لباس مردم عبا بافي كه براي سالها حرفهاي سنتي مردم نائين به شمار ميرفت رونق خود را از دست داد و تبحر در ريسيدن كلافهاي ظريف براي تهيه پارچههاي نازك اين بار در بافت قاليچههاي ريز بافت به كار گرفته شده و سبب شد تا اين توليدات بابرخورداري از پشمي ظريف و نرمتر از ساير نقاط، عليرغم مقدار اندك توليد به سرعت بازارهاي داخل و خارج از ايران را از آن خود كند.امروزه در طبقهبندي فرشهاي ايران قالي نائين به دليل ظرافت و رنگآميزي خاص آن جزء نفيسترين قاليهاي ايراني محسوب ميشود. مواد اوليه، رنگرزي و بافتمواد اوليه در بافت قالي و قاليچههاي معمولي نائين عباتند از خامه بسيار ظريف و ابريشم، كه از ابريشم براي دور گل و برگها استفاده ميكنند و در اصطلاح به آنها گرده ابريشم ميگويند اسليميها و لچكها و شاخ و برگها با يك رديف ابريشم سفيد مشخص ميشود و اين كار از تداخل رنگها در هم جلوگيري ميكند و جذابيت طرحها بيشتر ميگردد.چلهكشي از نوع مشهور به فارسي است و همچنين شيرازه بافي آنها حين بافت انجام ميشود.معيار خريد و فروش و ارزش فرشهاي نائين را عموماً از تعداد لاي نخ چله آن مشخص مينمايند.قاليهاي نائين همگي يا از نوع 4 لا يا 6 لا و يا 9 لا هستند.ابعاد قالي نائين متنوع است و اندازههاي 6 و 9 متري متداولتر است.شيوههاي رنگرزي سنتي و رنگزاها عموماً طبيعي هستند.آنها براي بدست آوردن رنگ از پوست انار، پوست گردو، روناس، اسپرك، برگ مو و قرمز دانه استفاده ميكنند و براي بدست آوردن آبي و لاجوردي از نيل استفاده ميشود.رجشمار اغلب فرشهاي نائين بين 50 تا 70 گره در هر 5/6 سانتيمتر ميباشد. طرح و نقش و رنگاصليترين طرحهاي مورد استفاده در فرش نائين انواع لچك و ترنج با استفاده از تركيبات اسليمي و ختايي و طرحهاي افشان است و از طرحهاي سنتي ديگر كه ميتوان در فرش نائين ديد ميتوان به گلداني، درختي، محرابي و محرمات اشاره كرد.رنگهاي كرم، سرمهاي و سبز، زمينه اغلب قاليهاي نائين را تشكيل ميدهد كه به همراه رنگهاي عنابي،قهوهاي روشن، زرشكي، نخودي، آبي، سفيد وقرمز، مورد استفاده قرار ميگيرند.استاد فتح الله حبيبيان نائيني، برادران مفيدي، حاجي رضا قنبري و جلال بنده علي، از مهمترين توليد كنندگان معاصر نائيني ميباشند.از طراحان قديم و جديد قالي نائين ميتوان شيخ حسن متولي، اخوان مفيدي، جهان مفيدي، رضا يوسف پور، محمد علي رهنيان محمدي، حسن طحافي و جهانگير طلايي را نام برد. نائين:نائين از شهرهاي قديمي ايران است. مهمترين آثار تاريخي نائين عبارتند از: مسجد محمديه متعلق به قرن 4 يا 5 هـ . ق و مسجد باباعبدالله از بناهاي اواخر قرن هفتم هجري كه داراي كتيبهاي است به خط نسخ ، مسجد جامع نائين ، كه به قرن 4 هجري تعلق دارد. شهرستان نائين تا تهران 500 كيلو متر فاصله دارد. از شمال به دشت كوير، از شرق به طبس، از جنوب به اردكان و بافق و از غرب به اصفهان محدود است. سابقه قاليبافي در نائين :آغاز قاليبافي در نائين به دنبال كساد بازار «عبابافي» در اين منطقه است و در قبل از جنگ جهاني دوم پديدار شد. تجربه عبابافان نائين در رشتن كلافهاي ظريف براي بافتن عبا يعني ريزبافي در كار قاليبافي نيز به كارگرفته شد. لذا قاليچههاي ريزبافي با 22 ×22 گره در هر اينچ بافته شد كه از نظر ريز بافي در ايران بيمانند بود و به عنوان يكي از بهترين قاليچههاي ايران در بازار ايران و اروپا خوب به فروش ميرسيد. امروز در طبقهبندي فرشهاي ايراني قالي نائين از لحاظ ظرافت و رنگ آميزي خاص آن جزو نفيس ترين قاليهاي ايران بشمار مي رود. رنگ و طرحها در قاليهاي نائين :انواع طرهاي لچك ترنج شاه عباسي و افشان بيش از هر طرح ديگر بر روي فرشهاي نائين ديده ميشود. استفاده از رنگهاي گياهي توسط برخي از توليدكنندگان قديمي قابل توجه ميباشد. قاليهاي نائين اگر چه در رنگآميزي تنوع كمتري دارند اما با همان تركيب و تعداد، زيبايي تحسينبرانگيزي دارند. رنگهاي كرم، خاكي، زرشكي، آبي، سفيد و لاكي در مايههاي سير روشن از مهمترين رنگهاي قالي نائين ميباشند. قاليهاي نائين سالهاست كه بدون هيچ گونه تغيير بارزي در طراحي و رنگ آميزي بافته ميشوند. يكي ديگر از ويژگيهاي رنگ در قالي نائين تضاد ميان رنگهاي ملايم حاشيه و رنگهاي تيرهمتن است. اغلب گلهاي شاه عباسي و اسليمي با يك رديف ابريشم سفيد مشخص ميشوند.ويژگي بافت دار و ابعاد در قاليهاي نائين:نوه گره مورد استفاده از نوع فارسي است . البته گره جفتي نيز در فرشهاي آن مورد استفاده قرار ميگيرد. ابعاد قالي نائين متنوع است و به جز كناره بيشتر اندازهها بافته ميشود ولي اندازه 6 و 9 متري متداول تر ميباشد. رجشمار اغلب فرشهاي نائين بين 50 تا 70 است. طراحان و توليدكنندگان مهم قالي در نائين:ازمهمترين توليد كنندگان معاصر قالي نائين استاد فتح الله حبيبيان نائين، برادران مفيدي ، حاج رضاقنبري، حاج بنده و علي ميباشد. ازطراحان قديم و جديد قالي نائين به شيخ حسن متولي، اخوان مفيدي، جهان مفيدي، رضا يوسف پور، محمد علي رهنيان محمدي، حسن طحاني و جهانگير طلايي را نام برد.
|
|